تبليغاتX
فریاد تازه
وبلاگ تحلیلی خبری شاخه جوانان جبهه مشارکت ایران اسلامی منطقه ایلام

روزهای اخیر پلاکاردهای زیادی بر دور میادین و معابر عمومی شهر ایلام نصب شده که در پایین آنها نام روابط عمومی شرکت گاز ایلام به چشم می خورد. اما محتوای پلاکاردها "خواندنی، غم انگیز، و کمی توهین آمیز" است. در یکی از این پلاکاردهای شرکت گاز نوشته ای با این مضمون نگاشته شده: " ایلامیها، چشم و دلتان روشن، گاز اسلام آباد به ایلام آمد" و در ادامه آمدن گاز را به شهروندان تبریک گفته است. یقیناً مردم ایلام از اینکه بتوانند از گاز به عنوان یک سوخت در دسترس و پاک استفاده کنند شاد خواهند شد اما این موضوع از چند جهت قابل بحث بود که به عنوان نگارنده نتوانستم از آنها بگذرم:

1- تا این لحظه هنوز هیچ منزل مسکونی، تجاری، صنعتی و اداری از گاز مورد نظر آقایان استفاده نکرده است.

2- افتتاح طرح گازرسانی و ممانور تبلیغاتی راوان آن فقط اسمی بوده و به خاطر پر نمودن برنامه های افتتاحی هفته ی دولت بوده و الا "به صورت واقعی" عملی نشده است.

3- از اینکه استان ایلام با داشتن 5/19 درصد مخازن اولیه گازی کل کشور بالاخره می تواند گاز خود را نه، بلکه گاز انتقالی از طریق لوله کشی گاز اسلام آباد- ایلام، دریافت نماید جای بسی تاسف دارد.

4- کشور ایران بعد از روسیه دارای بیشترین ذخایر گازی جهان بوده و علی رقم این در صادرات بسیار ضعیف می باشد.

سوال اینجاست چرا با وجود عدم صادرات با تناژ بالا، در داخل و استانی چون ایلام هنوز مردم نمی توانند ازاین منبع طبیعی استفاده نمایند؟!

5- دلایل آمدن کلمات "خواندنی، غم انگیز، و کمی توهین آمیز" نیز علاوه بر موار بالا از کجا ناشی می شود که پلاکاردهای مورد بحث باید با ادبیاتی سبک و مسخره آمیز ، به رشته ی تحریر در آمده است.

6- البته شاید روابط عمومی محترم شرکت گاز نیز با احساسی دردآلود مطلب فوق را به دست تهیه و نصب داده، چرا که ایلامیها به عنوان استانی مرزی با مردمانی نجیب و ساکت و خوابیده بر گنج خدادادی، بالاخره پس از اکثر قریب به اتفاق استانهای کشور به این مهم دست یافته است.

در پایان امیدواریم هرچه زودتر "گاز" این ماده ی نامرئی را دیده! و مزایای استفاده از آنرا به صورت واقعی لمس نماییم. امیدواریم که دیگر ایلامیها! در فصل زمستان کپسول به دوش در صف انتظار گاز نمانند.

مرتضی دارایی ( نایب رئیس جبهه مشارکت  منطقه ایلام)

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 11:5  توسط کمیته اطلاع رسانی شاخه جوانان | 
شهاب طباطبايي

 

شنبه شب به اتفاق جمعی از اعضاء شاخه های جوانان و دانشجویان مشارکت رفته بودیم منزل آقای قابل. آقای مهندس کاشفی معاون دبیرکل هم مثل همیشه که همراه و انرژی بخش جوانان مشارکت است آمده بود.
روح الله یک بار دیگر ماجرای دستگیری پدرش را تعریف کرد و از اینکه نتوانسته اند در طول این چندروزپدرشان را ببینند . بچه ها به شوخی می گفتند شاید برای ماه رمضان دادگاه ویژه روحانیت احتیاج به سخنران خوب داشته روشون نمی شده همینطوری بیان دعوت کنند به شیوه خودشون عمل کردند! از شوخی که بگذریم روش دستگیری آقای قابل خیلی بیشرمانه و دور از اخلاق بوده. اینکه به بهانه سوال شرعی صاحبخانه را صدا کنند و بعد دستگیر ، بنظرم نشانه بی اخلاقی و ناجوانمردانگی است. در آستانه ماه مبارک رمضان دستگیری یک روحانی آزاد اندیش و آزاده آنهم به این روش انصافا تداعی کننده عدل علی است؟ ای کاش کسانی که ادعای حکومت به شیوه امیرالمومنین دارند و از این بالاتر ادعای حل مشکلات جهان اسلام و مسلمین می کنند وقتی بالای منبر از فردای قیامت می گویند چند ثانیه فکرکنند که با این اعمال و کردارشان فردا چه پاسخی دارند با این همه حقوقی که از مردم ضایع می کنند؟ البته مطمئنم که دنیا دار مکافات ظالمان است و ظلم گریبانشان را می گیرد.
بگذریم، قرار شد شب جمعه این هفته اگر هنوز هادی قابل آزاد نشده بود یک مراسم دعای کمیل در منزلش برگزار کنیم. بنظرم نباید از کنار این موضوع به سادگی گذشت. نباید عادت کنیم به آنچه می خواهند عادتمان بدهند. نباید اجازه دهیم فکر کنند که روش قورباغه پخته جواب می دهد. در مرحله اول هرکدام از اعضاء و هواداران حزب که دستشان به تریبونی می رسد یا مصاحبه می کنند یا وبلاگ و سایت دارند در کنار مطالبشان جمله "هادی قابل را آزاد کنید" را بیاورند. در برنامه ها و مراسمی که داریم یک پلاکارد و پارچه نوشته با همین عبارت داشته باشیم. مخصوصا روحانیون آزاده و روشنفکر در مراسمی که این روزها و شب ها دارند در کنار صحبت هایشان اشاره ای کنند به موضوع دستگیری هادی قابل، موضوع نباید عادی تلقی شود همه باید بدانند که برای دستگیری یک روحانی عده ای که خود را عین اسلام و نماد دین می دانند به دروغ و دغل متوسل شده اند. همه باید بدانند که خانواده هادی قابل نمی توانند ملاقاتش کنند. همه باید بدانند در مملکتی که به نام اسلام و عدل امیرمومنان علی(ع) حکومت می شود حداقل حقوق یک مسلمان آنهم روحانی مبلغ شریعت و دین رعایت نمی شود. همه باید بدانند در کشوری که مسوولانش در مصاحبه ها و سخنرانی هایشان نگران زندانیان گوانتانامو هستند حقوق اولیه انسانی به راحتی نقض می شود و ککشان هم نمی گزد....


گوییا باور نمیدارند روز داوری

کاین همه قلب و دغل در کار داور میکنند

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 15:36  توسط کمیته اطلاع رسانی شاخه جوانان | 
هادی قابل عضو شورای مركزی جبهه مشاركت ايران اسلامی  با مراجعه ماموران به منزل شخصی وی و پس از تفتيش و اخذ وسايل شخصي وی توسط دادسرای ويژه روحانيت بازداشت شده است.

حوالی ساعت 9 و 30 دقيقه ماموران دادسرای ويژه روحانيت دادگاه ويژه به منزل هادی قابل مراجعه كردند كه ابتدا قابل به هوای سئوال شرعی يكي از همسايگان به دم درب منزل برای پاسخگويی می‌رود كه پس از لحظه‌ای به خانواده خبر مي‌دهد عده‌ای جهت تفتيش منزل به داخل خواهند آمد.

براساس گفته‌هاي خانواده قابل پنج نفر از ماموران به همراه قابل وارد خانه شدند و اقدام به تفتيش همه وسايل خانه و جمع‌آوری برگه‌ها و كاغذها نمودند و همچنين كيس كاميپوتر را نيز به همراه خود بردند.

فرزند قابل در گفت‌وگو با نوروز اعلام كرد كه پدرش در ابتداي ورود به همراه ماموران به منزل اعلام كرده بود كه به همراه آنان خواهد رفت و خواسته بود تا وسايل شخصي وی را آماده كنند.

به گفته فرزند قابل تفتيش منزل حدود يك ساعت به طول انجاميد و تنها از اين نكته متوجه شديم كه ماموران از دادسراي دادگاه ويژه هستند كه صورتجلسه را در برگه‌هايی با آرم دادسرای ويژه دادگاه ويژه روحانيت يادداشت می‌كردند.

در پايان خانواده هادی قابل با توجه به اينكه وی روزه بوده و به تازگي عمل قلب باز نموده بود از وی خواستند كه روزه‌اش را بشكند اما وی از انجام اين كار امتناع كرده بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 11:32  توسط کمیته اطلاع رسانی شاخه جوانان | 

TinyPic imageافشین کریمی ( رئیس جبهه مشارکت منطقه ایلام )

دویست سال از از شکل گیری اولین بارقه های روشنفکری و وارد شدن واژه جدیدی به دایره المعارف ادبیات فارسی تحت عنوان روشنفکری که ترجمه ای از کلمه آنتکسئول فرانسوی می باشد , می گذرد و اکنون حاملان این واژه دو قرن تجربه را پشت سر می گذارند .

مصیبت همیشگی این جریان نداشتن ارتباط مناسب با توده مردم است . روشنفکران در فضای تفکرات انتزاعی و ذهنی خود یا به خود خوری پرداخته واگزیستانسیالیست شده اند و یا اگر به فکر ایجاد تحول و جنبش افتاده اند و قصد رهبری مردمی کرده اند در عمل به دلیل نداشتن زبان مشترک با توده مردم ره به شکست برده اند .

نحضت مشروطیت حرکت اصیلی بود که متاثر از روشنگری غرب و ریشه در فرهنگ دینی و تفاسیر مردم سالارانه از آن داشت ؛ اما روشنغکران با نادیده گرفتن دومی بدون توجه به عرف ، سنت و شریعت حاکم بر جامعه تنها به کپی برداری و توجه ظاهری به آنچه در غرب گذشته بو د پرداختند که این هم توسط مردم پس زده شد و به دیکتاتوری رضا خانی انجامید .

مورخینی چون کسروی و فریدون آدمیت و متاسفانه اکثریت تحلیل گران سیاسی معاصر مروج این تفکر بودند که روحانیت حامی مشروطه و توده مردم معنی مشروطه را نفهمیده بودند و مرادشان از مشروطیت چیز دیگری بوده است .

اما غور در اندیشه های آن زمان و مطالعه متون به جا مانده از روحانیون پشیتاز نهضت نشان از حقیقت دیگری دارد . مگر مراد از مشروطیت مقید کردن قدرت ، افزایش نظارت مردم بر حکومت ، برقراری پارلمان و در نتیجه توسعه و پیشرفت کشور نبود ؟آیا از کلام امثال نائینی غیر از اینها را میتوان استخراج نمود ؟ جز اینکه همین واژه های دموکراسی و حکومت قانون را با زبانی مردمی به نحوی که دین و سنت مردم نیز آسیب نبیند بیان میکردند و چه مردم زیبا و عاقلانه آنها را می پذیرفتند .

اما خبط تاریخی امثال تقی زاده که دین را عامل عقب ماندگی و سراپا غربی شدن را راه حل مشکل می دانستند باعث عقیم ماندن جنبش مردمی مشروطه و فاصله گرفتن سران روشنفکر آن از توده متدین جامعه شد .

در نهضت ملی نفت همین پروسه تاریخی دوباره تکرار شد و اختلافات روشنفکران ملی و نیرو های مذهبی زمینه پیروزی مجدد اسبتاد را فراهم کرد . تا مصدق و کاشانی به هم خشغول بودند و انرژیشان را صرف مقابله با یکدیگر می کردند استبداد و استعمار با سازشی تاریخی بنیان جنبش نفت را از ریشه بر کندند .

هکه این اتفاقات باعث تقویت بخشی از جریان روشنفکری می شد که علاوه بر اعتقاد بر مدرنیته به پاسداشت سنت خصوصا استفاده اغز مذهب به عنوان ملازم سیاست برای رسیدن رسیدن به دوران گذشته پر افتخار اسلامی تاکید می کردند .

دهه چهل را باید آغاز بالندگی این جریان که به روشنفکری دینی معروف شد به حساب آورد . روشنفکران دینی به میان توده آمده و به زبان آنها با مفاهیم مدرن سخن می گفتند ، از دانشگاه بیرون آمده و به مسجد و حسینیه که پایگاه توده متدین بود گام نهادند ، مفاهیم مدرنیته را به زبان مردم ترجمه کرده و از صافی معنویت می گذراندند .

اگر بخواهیم تاثیر گذار ترین فرد در این جریان را نام ببریم قطعا متفق القول بر نام شریعتی سعه خواهیم گذاشت و در اوج غربت مفاهیم دینی و گسترش سرطانی اندیشه های ماتریالیستی و مارکسیستی به نحوی که هر کس میخواست سخنی از تحول اجتماعی و سیاسی بزند .

اگر می خواست اندیشه اش عملی به حساب آید حتما باید بر اساس ادبیات سوسویالیستی و نظریات مارکس و لنین بیان می کرد .هر گونه تمایل به مذهب و بروز رفتاری آن با انگ سنتی بودن و ارتجاعی پس زده می شد .

بسیاری از جوانان و دانشجویان مذهبی سرگردان در این فضا به دنبال ایدوئولوژی انقلابی بودند که بتوانند با تمسک به آن مردم را به خیزش وا دارند .

در این حول و احوال دکتر شریعتی روشنفکری دینی را با ادبیاتی جدید که آمیخته ای از تفکرات و نظریات مدرن با دین و مذهب به عنوان جهان بینی و ایدوئولوژی بود به جامعه عرضه کرد ، به جای مارکس ، محمد ، به جای لنین ، علی و به جای چگوارا ، حسین را مطرح می کند ،خانه تکانی در ادبیات دینی انجام میدهد وبهگونهای زیبا انهارا بیان وبه قلم میاورد راهکار نجات وتحول اجتماعی را در بازگشت به خویشتن خویش میداند و تشیع علوی را بعنوان ایدیولوژی انقلابی مطرح میکند .

موج جدیدی از گرایش به اسلام در میان جوانان ودانشجویان ایجاد میکند وکمونیسم را منزوی وبه حاشیه میراند وحوزه ودانشگاه را باهم اشتی میدهد .هنوز هم بعداز سالها اموزهای دکتر خصوصا بومی سازی مفاهیم مدرن میتواند برای پیشبرد روشنفکری دینی واصلاحات اجتماعی مفید به فایده باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 11:27  توسط کمیته اطلاع رسانی شاخه جوانان | 
فیض اله امامی (( دبیر جبهه مشارکت منطقه ایلام ))

هرچند، سخنان اخير محمود احمدی نژاد درباره احزاب و بيان اين عبارت از جانب وي كه دولت نهم هرگز به احزاب باج نخواهد داد،  واکنش انتقادی بسیاری ازفعالان سیاسی و احزاب اصلاح طلب و اصول گرا را در پی  داشت ، اما  بنظر میرسد باید فعالان سیاسی و احزاب ، طرح اینگونه مسائل از سوی ایشان و مجموعه دولت نهم را امری عادی برای خود قلمداد کنند . چرا که احمدی نژاد ، از پرتو احزاب رئیس جمهورنشد  ( بجز حزب پادگانی ) که حالا در مقابل حزب و جناح خود پاسخگو باشد .

در اینجا ، می خواهم به دلایل نگاه منفی احمدی نژاد به احزاب بپردازم و از این مسئله می گذرم که ایشان باید روشن کند که کدام حزب از ایشان باج خواسته ، و از آنجا که احزاب اصلاح طلب با دولت هیچ ارتباطی ندارند ، باید بطور شفاف آن حزب اصول گرا که از ایشان باج خواسته ، را نام ببرد؟!! هر چند بنظر می رسد در میان احزاب اصیل اصول گرا،  چنین درخواستی نشده باشد، بنابر این چنین نتیجه میتوان گرفت طرح این مسئله مانند طرح افشای مافیای نفتی ، در حد یک شعارتبیلیغاتی ، بدون پاسخ برای افکار عمومی باقی  خواهد ماند .

براستی چرا شخص احمدی نژاد و مجموعه دولت نهم ، نگاه منفی به احزاب دارند (اقداماتیاز قبیل : حذف یارانه احزاب و یا مطرح کردن  جایگزینی بسیج و روحانیت بجای احزاب از سوی وزیر ارشاد و ....) . بنظر میرسد توجه به نحوه به قدرت رسیدن احمدی نژاد و تداوم آن،  می تواند در یافتن این دلایل به ما کمک زیادی بکند .

احمدی نژاد بدون کمک احزاب قانونی در کشور به قدرت رسید و هم اکنون نیز بودن کمک آنان نیز دولت داری میکند . (پرداختن به این مسئله و کالبدشکافی  این موضوع ، که چگونه شخصی با وجود احزاب قانونی در کشور، رئیس جمهورمی شود، نوشتار دیگری را می طلبد ) بنابر طبیعیست رئیس جمهور،  خود را بی نیاز از احزاب بداند ، اما واقعا دلیل این همه نفرت رئیس جمهور از احزاب همین است !!!

بنظر می رسد احمدی نژاد اگر می خواست حزبی کاندیدا شود ، به گفته محسن رضایی،  باید بعنوان ششمین نفر در نوبت می ایستاد و دیگر اینکه بعد از پیروزی ، در مقابل رفتار و کردار خود ، به حزب پاسگو می بود و الان این دو را ندارد .

بنابر این ، اگر احمدی نژاد حزبی به قدرت می رسید باید نسبت به تمام حرکات و سکنات خود ، که امروزه آنی بودن ، شتابزده بودن ، غیر کارشناسی بودن و ....  آنها محرز شده ، در مقابل حزب  خود جوابگو می شد ، که الان چنین  نیست و بسیاری از تصمیمات مهم کشوری را در تمام حوزه ها ، خود به تنهای  می گیرد .

در تمام کشورها ی که دموکراسی برآنها حاکم است  مردم دولتمردان خود را از طریق احزاب با برنامه های مشخص انتخاب می کنند و مسئولین آن کشور هم ، در مقابل احزاب خود پاسخگو هستند چرا که عملکرد آنها به معنای عملکرد حزب  بوده ، لذا خوب ویا بد عملکردن آنها ، نقش مهمی در دوباره روی کار آمدن آن حزب به قدرت  دارد . بنابر این ، حزب و دمکراسی ، یک دستاورد بشری است یعنی بشر تا این مرحله از زندگانی خود، به این نتیجه رسیده ، که بهترین نحوه  اداره کردن جامعه ، با حزب و دمکراسیست و امروزه تمامی کشور ها ، حتی انهای که در باطن به دموکراسی اعتقادی ندارند اما در ظاهر دم از دموکراسی می زنند . و با این وجود ، بسیار جای تعجب است که رئیس جمهوری ملت و کشوری با  سابقه یکصد سال دموکراسی و مشروطیت ، به این راحتی در مقابل مردم کشور خود و جهانیان ، چنین دمکراسی ویکی از ابزار های مهم  آن یعنی حزب را زیر سئوال ببرد ؟!!!

لب مطلب اینکه آقای احمدی نژاد ، این جوری راحتتر است وگرنه، با این نحوه  مدیریت ، روزی صد بار ، باید به حزب خود پاسخگو می بود ،و این واقعا برای ایشان بسیار سخت است  ، چراکه وی ، با گذشت دو سال ازعمر دولت خود و اخطار و تذکرات  پی در پی ریاست مجلس شورای اسلامی   ،از دادن گزارش رسمی به مجلس در خصوص اجرای برنامه چهارم توسعه ، عاجز است .

البته می توان دلایل دیگری برای نگاه منفی احمدی نژاد به احزاب جستجو کرد اما، بنظر بنده ، دلایل اصلی نگاه منفی احمدی نژاد را باید در نحوه به قدرت رسیدن ایشان و تداوم آن ، یافت

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 14:29  توسط کمیته اطلاع رسانی شاخه جوانان | 
اردوی شاخه جوانان جبهه مشارکت ایران اسلامی ( مناطق غربی )

زمان : ۲۵ و ۲۶ مرداد

مکان : منطقه همدان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

و اما عکس هایی از حاشیه های این اردو :

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 12:47  توسط کمیته اطلاع رسانی شاخه جوانان | 
 

مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید          که ز انفاس خوشش بوی کسی می آید
از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش             زده ام فالی و فریادرسی می آید

       

 

 
يوسف مصری نمی آيد به كنعان دلم
بازسر را می گذارد غم به دامان دلم
بی حضورچتر دستانت ببين يعقوب وار
مانده ام امشب دوباره زير باران دلم
خوب می دانی زليخای جنون با من چه كرد
پاره شد در ماتم عصمت گريبان دلم
نوح من ! خاصيت عشق است امواج بلند
كشتی ات را بشكن و بنشين به طوفان دلم
كی بهارت می وزد بر گيسوان حسرتم
كی نگاهت می شود ای خوب مهمان دلم ؟
تا بگويی با من از عريانی اندوه خويش
تا بگويم با تو از اسرار پنهان دلم
بوی پيراهن مرا كافی است تا روشن شود
چشم تاريك و شب خاموش كنعان دلم
 
 
شاخه جوانان جبهه مشارکت ایران اسلامی منطقه ایلام نیز این عید سعید را به تمامی ملت ایران تبریک عرض می نماید و ظهور آن عدل گستر را از درگاه خدا خواستار است
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 12:47  توسط کمیته اطلاع رسانی شاخه جوانان | 

 

  

 یکی از شعار های فریبنده که در افق فکری اومانیسم خودنمایی می کند ، (( حقوق زنان و حمایت از آن))است . حمایت از زن اگر به دور از فریبکاری باشد ،ارجمند است زیرا در مکتب اسلام زن جایگاه

ویژه ای دارد .ولی متاسفانه آنچه در جوامع غیر دینی و غیر اسلامی مطرح می شود شکستن کرامت و حرمت و جایگاه  زنان است با نام (( فمنیسم ))

هر چند در ادوار مختلف جز در میان ادیان راستین ، به زن ستم شده ولی تفکرات فمنیسمی  -- که به نظر بنده به شخصیت و شان زنان صدمه می زتد – ریشه در(( اومانیسم یا انسان محوری )) دارد .

 

_ فمنیسم در غرب :

در قرن هجدهم  بنیانگذاران حقوق بشر نیز به زنان به دیده تحقیر می نگریستند .چنانچه (( مونتسکیو ))

نویسنده فرانسوی و یکی از بنیانگذاران انقلاب کبیر فرانسه  زنان را موجوداتی با روح های کوچک و دارای ضعف عقلی و خود خواه و متکبر معرفی می کند .

در اعلامیه حقوق بشر در که در سال(  1789 ) در فرانسه به تصویب رسید ، از برابری حقوق زن و مرد هیچ سخنی به میان نیامده است .

و ریشه نام فمنیسم نیز پس از نهضت زنان در قرن نوزدهم که در فرانسه رخ داد ، نشات گرفته و نیز زنان پیرو این مکتب را (( فمنیست )) می نامیدند .

این نهضت به واقع نوعی اعتراض به مرد سالاری آشکار و حاکم بر جوامع غربی بود و نمود پیروزی آن را نیز میتوان در دستیابی به حق رای در سال( 1918 ) توسط زنان انگلیسی دید .

سر انجام در سال ( 1945 ) و پس از جنگ ویرانگر جهانی دوم ، نظریه برابری زن و مرد طرفداران زیادی یافت و برای اولین بار درسال ( 1948 ) به طور رسمی و در اعلامیه جهانی حقوق بشربه برابری حقوق زن و مرد اشاره شد .

در جوامع غربی یک زن فمنیست را می شد از وضع ظاهریش  که شامل مو های کوتاه و مردانه ، کفش بدون پاشنه وکت و شلوار های زمخت شناخت که اکثریت آنها با رد کلیت ازدواج  و تاکید بر تجرد ، بر نیل به  

آرمان های خود با این روش  اصرار می ورزیدند .

 

مبانی اساسی فمنیسم یا زن گرایی غربی به شرح زیر است :

- نفی کلیسا و نفوذ مسیحیت

- مذهب زدایی و دور ساختن دین از خانواده

- شکستن حریم خانواده و تعهدات خانوادگی بین زن و مرد

...

 

 

 _ فمنیسم از نگاه جامعه شناسان :

 

 

انگلس و مارکس نیز بر اساس دیدگاه زنان فمنیست  و در تایید دیدگاه  آنان ،ازدواج و تشکیل خانواده را نوعی  از روابط استثماری  مرد بر زن و فرزندان می دانند ، بطوری که انگاس اولین شرط رهایی زن خانه دار را در آن می بیند که جنس مونث به فعالیت های عمومی وارد گردد .

 

 

_ فمنیسم در ایران :

 

در ایران و با تهاجم جدید فرهنگ غرب ، گروهی از غرب گرایان داخلی که تحولات فرهنگی مغرب زمین را مشتاقانه و با خوشبینی دنبال می کردند و تنها راه پیشرفت کشور را در الگو برداری از جهان به اصطلاح متمدن و متجدد غرب میدیدند پایه گذار فمنیسم در ایران بودند .

از این رو در اواخر سلطنت قاجاریه ، جنبش هایی پدیدی آمد که توسط زنهای ایرانی اداره می شد که اکثر آنها از همسران یا دختران تحصیل کردگان دنیای غرب بودند .

در دوران پهلوی فصل جدیدی در تاریخ زنان گشوده شد و غرب زدگی و بی هویتی نیمه پنهان چهره پلید خود را روشن ساخت و نقطه عطف آن را نیز می توان در سال ( 1317 ) و در کشف حجاب توسط رضا شاه دید .

 

 

_ فمنیسم در اسلام :

 

در دیدگاه اسلام زن و مرد هر دو در حقیقت انسان هستند – هر چند به نظر بنده انسانیت با آدمیت تفاوت فراوانی دارد – و از لحاظ سیر تکاملی هیچ تفاوتی با هم ندارند و در تمام عرصه های زندگی دوش به دوش هم پیش میروند و تفاوت آنها فقط در عرصه های فرعی زندگی است – که این تفاوت نیز بر اساس عدالت بوده – و نیز می توان گفت که ظلم هایی که در طول تاریخ بر زنان شده هیچ یک منشا دینی نداشته اند .

 

جمع  بندی :

 

با وجود اختلاف های فراوان در دیدگاه های مختلف فمنیستی ، به نظر بنده می توان وجه اشتراک در بین کلیه آنها  را این طور در نظر گرفت که یافته های بشر را منبع قانون گذاری قرار می دهند و نیز تفکرات اومانیسمی و انسان مدارانه دارند .

 

منابع :

-         جان اسوارت میل (( کنیزک کردن زن ))

-         مارتین سگالن (( جامعه شناسی تاریخی خانواده ))

 

 

 

نویسنده : فرشاد قیطاسی ( کمیته اطلاع رسانی شاخه جوانان )

 

        

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 12:2  توسط کمیته اطلاع رسانی شاخه جوانان | 

  بختیاری رئیس شاخه جوانان منطقه ایلام :

زمانة ما، آنچه كه امروز جامعه ما در آن قرار گرفته است هنوز زمانة آزمون و خطاست يا بهتر است بگويم آزمون ها و خطاها. آنچه كه در باب رفتارهاي اجتماعي مي دانيم بر همه واضح است و مبرهن كه براي برخورداري از يك جامعه شهروندي سالم بايد الگوهاي مناسب تربيتي و به تبع آن رفتاري را مد نظر قرار دهيم. بي گمان الگوهاي مناسب فراواني در اين مقوله موجود است چه از آموزه هاي علم روانشناسي تربيتي گرفته و چه از آموزه هاي ديني ما گرفته سراسر الگوهاي مناسبي در دسترس است تا بتوان با يك برنامه ريزي بلند مدت و مدون اين الگوها را در سطوح مختلف جامعه به اجرا در آورد. و اما اين مقدمه را در بابي نگاشته ام. به تازگي طرح ملي »امنيت اجتماعي« با همت نيروي محترم انتظامي در حال اجراست بد يا خوبش بماند اما اينكه آيا الگوي مناسبي را در پيش گرفته ايم با بهتر است بگويم مناسب ترين الگو را برگزيده ايم محل بحث است در اين جا چون طرح جنبة ملي دارد پس مي توانيم در جامعه شهري خودمان هم به همان نتيجه اي برسيم كه در سطح ملي مي رسيم. لاجرم من مشخصاً جامعه شهري خودمان را به عنوان نمونه آماري مورد بررسي قرار مي دهم. چند صباحي از اجراي اين طرح در كلان شهر تهران نگذشته بود كه مشابهش در ايلام هم اجرا شد. در آغاز بايد قدردان زحمات فراوان نيروي عزيز انتظامي بوده كه الحق هميشه جان بركفانه در راستاي خدمت به جامعه شهري پيش قدم بوده اند اما در طرح كلي امنيت اجتماعي كه از آغاز ارديبهشت ماه شروع شد نخست مبارزه با بدحجابي در دستور كار قرار گرفت و مشخصاً در ابتدا اين برخورد با خانمهاي بدحجاب آغاز گرديد فاكتورهاي بدحجابي نيز مشخص شد به شلوار كوتاه، شال هاي باريك كه بجاي روسري به كار مي روند. مانتوهاي چسبان و كوتاه و بدن نما و آرايش هاي تند و زننده. و وعده داده شد كه براي امر بدحجابي در آقايان نيز به زودي موارد مشخص خواهد شد اما آنچه كه در ايلام ديديم نخست برخورد با جواناني بود كه با پيراهن يا تي شرت هاي آستين كوتاه در سطح شهر در حال تردد بودند جوانهايي كه اكثراً يا دانشجو محسوب مي شدند يا به صنوف ديگر جامعه تعلق داشتند. ديده شد كه در ميادين اصلي شهر جوانان را جلب كرده و با قيچي موي بلند سرشان را كوتاه كردند و از زحمت آنان براي مراجعه به پيرايشگاه كاستند و يا تعداد كثيري از پسران و يا مردان آستين كوتاه به تن را با خود بردند. در آغاز اشاره شد كه مبارزه با بدحجابي از رفتارهاي پسنديدة تمام افراد جامعه مي باشد كه نيروي انتظامي به جاي ساير افراد قبول زحمت نموده است اما نوع مبارزه به چه صورت باشد بهتر است آنچه كه در اين طرح ملي بيان شد سه نوع برخورد را مدنظر داشت: 1ـ برخورد ارشادي 2ـ برخورد انتظامي 3ـ برخورد قضايي. و جالب اينكه ابتدا به ساكن در شهر، برخورد انتظامي صورت پذيرفت و كمتر شاهد برخوردي ارشادي بوديم. اگر چه عزيزان خدوم نيروي انتظامي صرفاً بنا بر مصالح جامعه گام بر مي دارند اما بهتر است در نحوة برخورد خود با اين طيف عزيز (جوانان) كه حجم گسترده اي از جامعه را چه در شهر ما و چه در كشور ما به خود اختصاص داده اند تجديد نظر كنند. آيا جواني كه در برابر ديدگان افراد يك شهر در ميدان هاي اصلي شهر به جاي گفتگو با زبان (ارشادي) با قيچي و خدايي ناكرده برخورد فيزيكي ( قهري ) با آن صحبت مي كنيم فكر نمي كنيد شايد لبة تيز قيچي ما آينده اجتماعي اين جوان را بريده باشد؟ و يا نخستين جرقه هاي بزهكارانه را براي اين جوان ايجاد نكرده ايم جواني كه با غرور خاص خود و با دنياي خاص تر در شهر قدم بر مي دارد و آنچه را كه ما به عنوان صلاح برايش در نظر گرفته ايم شايد به عنوان شر تلقي كند. آيا راه هاي بهتري براي بيان اين مصلحت موجود نيست حال بازگردم به بخش آغازين اين نوشته. كه چرا زمانه ما زمانه آزمون و خطاست جامعه ما هميشه گرفتار اين قبيل افراط و تفريط ها بوده است. هنوز هستند ما در بزرگان و پدر بزرگان ما كه در اين شهر به ياد دارند كه اصلاحات رضاخاني و حركت وي به سمت مدرنيته با به زور روسري از سر درآوردن زنان چه حكايت تلخي را در پي داشت تا آنجايي كه خيلي از زنان اين جامعه ترجيح دادند كه خانه نشين شوند تا اينكه حجابشان به زور از پيكرشان برداشته شود و اكنون از پس گذشت چندين دهه آيا اينگونه حفظ حجابي كه مردم در زمان رضا خاني با جان و دل از آن به دفاع پرداختند مناسب است؟ پس باز هم توصيه مي شود كه با مشاورة خاص از صاحبان فني مي توان به مقصود مد نظر رسيد. نكتة ديگر اينكه كوچكترين نهاد جامعه خانواده است و اگر بپذيريم جامعه اي كه در آن زندگي مي كنيم خانواده بزرگتر ماست پس اين خانواده بزرگ هم مستلزم اصول تربيتي خاص خودش است يك مثال ملموس مي تواند ما را به راهكارهاي مناسبي برساند فرض كنيد در مواجهه با فرزندانمان به شيوه كتك زدن و يا تنبيه فيزيكي براي منع كردن وي از يك كار اقدام كنيم اين برخورد فيزيكي ما در كسوت يك پدر كه مدير خانواده است تا چه زمان پاسخگو مي تواند باشد آيا هنگامي كه جوان، قد برافراشت و هم اندازة پدر شد باز هم تنبيه فيزيكي راه حل مناسب است؟ بي شك اگر در خانواده از عنصر گفتگوي مناسب و دو سويه بهره گرفت تا بتوان موانع را از سر راه كنار زد كاراتر نيست؟ پس چه بهتر تصميماتمان در اين مقولة به كوتاهي و زودگذري پيراهن هاي آستين كوتاه نباشد و كمي بيشتر از امروزمان را ببينيم. چگونه انتظار داريم كه اين جوان امروز در آينده اي نه چندان دور بتواند تصميمات مهم جامعه خود را رقم بزند وقتي هم اكنون براي پوشيدن يك پيراهن و يا بلند بودن موي سرش بايد از شهر قيچي شود و اين اتفاق تلخ را با كدامين شكر بياميزد تا در آينده مزه گس تلخ آن در زير دندانهايش باقي نماند. به خاطر داشته باشيم كه ما مصلح بشري نيستيم و تنها در مقام مجريان قانون بايد دروازه قانون را آنچنان فراخ و دل انگيز كنيم كه فكر خوار شمردن اين قانون براي همگان انگاره اي نشد باشد. آنچه كه در سياست ارشادي رخ مي دهد به مراتب كاراتر از آن چيزي است كه در سياست انتظامي و قضايي رخ خواهد داد. نكته ديگر كه شايد عموميت و جهان شمول تر است انگارة جامعه در حال توسعه است از مشخصه هاي جامعه در حال توسعه بروز رفتارها و ناهنجاريهاي خاصي است كه بعضاً موردپسند خيلي از افراد جامعه نمي تواند باشد و گاهاً اين رفتارها پا را فراتر گذاشته و به افراط منتج مي شوند اصول جامعه شناسي پذيرفته است كه اينگونه رفتارها موج وارمي آيند و جاري مي شوند و مي روند فقط بايد آن را درجريان مناسب خاص خود قرار داد تا در مسير حركت خويش بتواند جامعه در حال توسعه را به جامعه توسعه يافته بدل كند. پس از اين منظر هم كه بنگريم نيازمند ايجاد مجاري هدايت كننده هستيم نه قراردادن سدهاي متعدد كه بعضاً ممكن است . مصالحي كه براي ساختمان اينگونه سدها به كار مي بريم مناسب نبوده و تخريب شوند و آنروز است كه اين جريان به تخريب كل جامعه منجر گردد. در پاي صحبت جوانان كه مي نشيني عنوان مي كنند كه بايد پذيرش عقايد مختلف را در دستور كار خود قرار دهيم و بپذيريم كه هميشه بخشي از حقايق نزد طرف مقابل ما مي باشد. حال بايد پرسيد پاسخ منطقي ما براي اينگونه پرسش ها چيست؟ به الگوها اشاره شد و اينكه چه الگوي مناسبي را بر گزينيم، الگوهاي ناموفق ايران دوران پهلوي (رضاخان) را داريم و يا در همسايگي مان الگوي نامناسب لاييك ها در تركيه در مواجهه با حجاب زنان كه در هر دو منجر به گرايش مردم به سمت دين شد حال ما به عكس اگر گام برداريم اين گمان نمي رود كه جوانان ما دين گريز شده و از الگوهاي نامناسب غيرديني تبعيت كنند؟ پس آنچه كه باقي مي ماند تجديد نظر در برخوردهايمان است شايد به الگويي مناسب تر براي اصلاح نحوة پوشش در رفتارمان برسيم.

 

منبع : سایت روزنامه طنین غرب 

+ نوشته شده در  شنبه سوم شهریور 1386ساعت 10:36  توسط کمیته اطلاع رسانی شاخه جوانان | 

نايب رئيس جبهه مشاركت  منطقه ايلام :آوردن پول بر سر سفره مردم خيالي بيش نبود

 

 

ـ‌ در ابتدا گزارشي از وضعيت حزب در منطقه را ارائه بفرمائيد.

 

جبهه مشاركت منطقه ايلام با ترميم و مي توان گفت تولد دوباره خود و بهره گيري از اعضاي شاخه جوانان بعنوان عضو شوراي منطقه و نيز نيروهاي فعال ستاد انتخاباتي دكتر معين در استان جان تازه اي گرفت و توانسته در دو سال گذشته عليرغم مشكلات فراوان درون و برون حزبي از جمله مسائل مالي و نيز فضاي يأس و نااميدي كشور دفتر حزب را در استان بر قرار كرده و در اين مدت كليه كميته ها و شاخه هاي زير مجموعه را فعال نمايد كه مي توان از فعالترين آنها را شاخه جوانان ، كميته امور شهرستانها ، كميته تشكيلات ، كميته پشتيباني و امور مالي و  ... را نام برد . گرچه متأسفانه بنا به عملكرد نه چندان قابل دفاع پيشينيان جبهه دوم خرداد كار سختي جهت عضو گيري و فعاليت داشتيم اما در اين مدت ضمن برگزاري جلسات منطقه توانستيم از نظر سخت افزاري صاحب دفتر و امكانات اوليه كاري شويم به طوريكه تنها حزب حاضر در استان هستيم كه همه روزه دفتر حزب پذيراي اعضا و هواداران خود مي باشد .

كلاسهاي آموزشي حزب در حال برگزاري بوده و اخيراً انتخابات شوراي حوزه (شهرستان) ايلام نيز برگزار گرديد .

اعضاي شوراي منطقه با زحمت اجرايي شاخه جوانان در برنامه هاي فرهنگي بازديد از جشنواره مطبوعات و گراميداشت روز خبرنگار ، اهداء خون . غبار روبي مساجد و ... شركت نموده اند .

طبق برنامه ً حزب در يكماه آينده صاحب دفتر در تمامي شهرستانهاي استان خواهد شد .

اعضاي حزب در نشريات محلي اصلاح طلب فعاليت داشته و بطور منظم در نشرياتي چون مانشت ، شكوه آزادي ، طنين غرب و افق ايلام مقاله نوشته و نسبت به رسالت اطلاع رساني اقدام مي نمايند .

بطوريكه در اولين جشنواره محلي مطبوعات استان صاحب جوايز و عناوين برتر روزنامه نگاري شدند .

اعضاي شوراي منطقه .رؤساي كميته ها و شاخه هاي استان و نيز شاخه جوانان در كليه جلسات و مجامع حزب در مركز بطور منظم شركت نموده اند. نيز رونوشت كليه صورتجلسات حزب به موقع توسط دبيرخانه ارائه مي گردد .

ـ در خصوص عملكرد و مصوبات هيأت دولت در استان چه توضيحي براي خوانندگان عزيز داريد؟

ج

بهه مشاركت منطقه ايلام در تريبونهاي رسمي و غير رسمي و نيز توسط اعضاء در نشريات محلي نسبت به عملكرد دولت حساسيت نشان داده و شعارهاي غير عملي دولت در زمينه هاي مختلف را به جالش كشيده اند. آوردن پول نفت بر سر سفره مردمي خيالي بيش نبود مردم زماني پول نفت را بر سر سفره خود احساس مي كنند كه سيب زميني و گوشت و پياز را ارزان بخرند آنهم از سر كوچه خود و نه كوچه رئيس جمهور و وزرا .متأسفانه گراني آنقدر پشت مردم ، بويژه دهك هاي پايين جامعه را خم كرده است كه ديگر توان پاشدن ندارند آنها اميدوار بودند كه با شعارهاي پوپوليستي  احمدي ن‍زاد و بزرگنمايي صدا و سيما اتفاق بزرگي در زندگي آنها روي دهدو آسايش و رفاه را تجربه كنند اما پس از دو سال از عمر دولت مأيوس و نااميد در حال گذران زندگي هستند . وقتي استاندار ايلام اعلام مي كند كه بيش از 96 درصد مصوبات هيأت دولت در استان عملي شده است همه انتظار دارند كه تغيير محسوسي را در زندگي خود و در چهره استان شاهد باشند اما اين آمار ويتريني فقط جهت  مصاحبه به درد مي خورد و بس . با تزريق نقدينگي به بازار در قالب طرح بنگاههاي اقتصادي كوچك و زود بازده شاهد تجربه تورم كمر شكن بويژه در بخش مسكن و زمين هستيم . اقشار مختلف جامعه اعم از فرهنگيان ، كشاورزان ،كارگران ، كارمندان و ...از  عدم تحقق خواسته هايشان نگران و معترضند .

در حين سفر هيات دولت  رئيس جهمور در بين مردم منطقه  وعده اي چون بخشودگي جريمه ديركرد وتاخير وامهاي كشاورزي داد اما  عملي نشده است .و اين باعث نارضايتي و ضرر مالي وام گيرندگان شده كه از قضا تعداد زيادي از افراد جامعه هستند.

تحصن صنفي فرهنگيان حاوي پيامهاي  زيادي بود. كه نبايد به سادگي از كنار آن گذشت از جمعيت ششصد هزار نفر استان حدود سيزده هزار فرهنگي در استان مشغول فعاليت هستند كه قدرت اثر گذاري بالايي بر جامعه را دارند .

اعتراض توده اي مردم در زمان اعلام افزايش قيمت بنزين نشانگر مشكلات بويژه معيشتي مردم بود .

البته بسياري از مصوبات هيات دولت بيشتر به يك مصوبه داخلي درون سازماني يك اداره كوچك شبيه بود.

يادمان هست حاميان دولت اصولگرا در زمان دولت اصلاحات پشت شعارهاي اقتصادي قايم شده و از فقر و بيكاري حرف مي زدند حالا همان افراد با تمام قوا نه تنها نتوانسته اند كاري بكنند بلكه عليرغم درآمد بي سابقه دولت ناشي از فروش نفت منشأ معضلات فراوان اقتصادي و پيامد آن اجتماعي شده اند .

حال مي توان از رئيس جمهور پرسيد كه آيا قولي را كه با صداي بلند به مردم ايلام وعده دادي كه : «پس از سفرم به ايلام كلمه محروم را از پس نامه اين استان حذف كرده تا ديگر شاهد گفتن ايلام محروم نباشيم» مي توان عملي كند . يقيناً مي توان گفت نه . متأسفانه اين عملكرد ضعيف دولت در پوشش شعارهاي خود باعث ضربه به اعتماد اجتماعي خواهد شد چرا كه آنها اين عملكرد را به حساب نظام خواهند گذاشت .

از نكات قابل نقد دولت در حوزه عزل و نصب هاست . متأسفانه در حوزه مديران دولتي شاهد حضور برخي مديران بي تجربه و بي سواد بوده و بنا به ديدگاههاي بسته سياسي و گاه نگاه هاي غير معمول كارشناسي ، استان از داشته هاي خود محروم شده است .

اخيراً نيز پروژه غير بومي كردن بدنه مديريت استان از معاونت استانداري تا مديران كل ادارات را در دستور كار خود قرار داده اند . هر چند بايد از عدم عنايت دولت اصلاحات در استفاده از مديران بومي در مديريت ارشد استان نيز گلايه نمود .

ـ نظر شما در خصوص انتخابات مجلس هشتم با نگاه به استان چيست ؟

 

متأسفانه اصلاح طلبان و به طور عام نيروهاي چپ داخل نظام چندين حريف غير دمكراتيك را توأمان دارند :

رد صلاحيت و فشارهاي تبليغاتي يكطرفه از اين دسته اند . پس كانديداهاي اصلاح طلبان از پيش رقابتي غير عادلانه را بايد شروع كنند كه حتي در صورت پيروزي نيز اميدي به تأييد آراي خويش ندارند . در صورت تأييد صلاحيت كانديداهاي اصلاح طلبان در سطح كشور استقبال عمومي مردم جهت حضور در انتخابات به طور چشم گيري افزايش خواهد يافت و نيز اميد به پيروزي در اين جبهه نيز بالا خواهد رفت .

مردم بايد بدانند كه در صورت تحريم انتخابات در زمان حضور چهره هاي اصلاح طلب جناح اقتدارگرا پيروز كارزار خواهد شد و اين تجربه اي بود كه در چند دوره انتخابات قبلي آنرا مشاهده كرديم .

در صورت تأييد صلاحيت كانديداهاي مورد نظر اصلاح طلبان بدون شك حداقل 70 درصد تركيب نمايندگان استان را اين افراد تشكيل خواهند داد . صحت اين گفته در انتخابات شوراهاي شهر و روستا تأييد شد بطوريكه در استان ايلام رئيس شوراي استان ، نماينده استان در شوراي عالي استانها ، رؤسا و اعضاي شوراي  برخي شهرها را نيروهاي اصلاح طلب تشكيل مي دهند .

استان ايلام به عنوان يك پايگاه اصلاح طلب شناخته شده كه در جريان دور اول انتخابات رياست جمهوري نهم آقايان كروبي و معين حائز بيشترين آراء مأخوذه در استان شدند .

تلاش حزب در استان بر اين است تا در قالب ائتلاف گروههاي اصلاح طلب و رعايت ويژگيهاي منطقه اي اين روند را ادامه دهد .

ـ در پايان دلايل شكست اصلاح طلبان و راهكار بازگشت آنها به قدرت را چه مي دانيد؟

 

همانطوركه بارها بزرگان اصلاحات از جمله دكتر حجاريان و مهندس نبوي گفته اند جبهه دوم خرداد در زمان پيروزي در سال 76 صاحب برنامه مديريتي براي كشور نبوده چون اصلاً پيش بيني پيروزي را نكرده بودند و اين مسأله آنچنان خود را در اداره جامعه نشان داد كه مردم به خاطر عملكرد ضعيف بسياري مديران و از جمله حضور فرصت طلبان در لايه هاي تصميم گيري و اجرايي اصلاحات با اين رويكرد سياسي قهر كرده و  خانه نشين و منزوي شدند . گرچه بايد توان واقعي و نه اسمي جبهه دوم خرداد را ملاك ارزيابي قرار داد اما با اين وجود بسياري كوتاهي ها و ندانم كاريها منشأ پيروزي جناح اصول گرا در عرصه انتخابات سريالي شوراها ، مجلس و رئيس جمهوري شد . و مي توان راه حل برگشت دوباره اصلاحات به عنوان گفتمان برتر تقويت پايه هاي اجتماعي و توجه به نيازهاي مردم و تكيه بر نيروهاي معتقد خود دانست . بارها اين را به بزرگان حزب و اصلاحات گفته ام كه هميشه اشتباه ژنرال ها باعث شكست ارتش و پياده نظام شده است . اشتباهات فاحش برخي از ژنرال ها باعث شكست جبهه اصلاحات و نااميدي مردم شد .

اميد است كه  اين اشتباهات با توجه به تجربه هاي هزينه بر فراوان تكرار نشده و كشتي دمكراسي خواهي ملت ايران به سر منزل مقصود برسد .

در پايان از توجه شما به مناطق تشكر و قدرداني مي نمايم .
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 14:49  توسط کمیته اطلاع رسانی شاخه جوانان | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
پیوندها
سيد محمد خاتمي
وبلاگ انجمن اسلامی دانشگاه ایلام
جمهوریت
براي فردا
وبلاگ جبهه مشارکت کرج
وبلاگ جبهه مشارکت آمل
وبلاگ جبهه مشارکت خوزستان
وبلاگ جبهه مشارکت شیراز
وبلاگ جبهه مشارکت منطقه همدان
وبلاگ شاخه جوانان آذربایجان شرقی
وبلاگ شاخه جوانان منطقه گلستان
وبلاگ حوزه ایلام
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

parstools.com ‍Clock Code -->





Powered by WebGozar

تصوير روز