![]() |
![]() |
|
| وبلاگ تحلیلی خبری شاخه جوانان جبهه مشارکت ایران اسلامی منطقه ایلام |
|
اين چند کلمه ي در کنار هم قرار گرفته اظهار نظر غير منتظره يکي از خبرنگاران همراه تيم رياست جمهوري به ايلام بود که چندين روز تيتر داغ محافل سياسي شده بود. از خودم پرسيدم چه اتفاقي افتاده که بايد ديگر ايلام را محروم نناميم و لفظ محروميت را بايد از اين استان بزداييم و ما که در چند ساله ي پس از جنگ تنها چشم اميدمان در عمران و آباداني استان جذب بودجه هاي مازاد بود حالا با رها شدن از اين قيد (محروميت) ديگر آن آب باريکه پيشين را هم نخواهيم داشت. اما چرا چنين مطلبي بيان شد آن هم با اين صراحت بنده خدا خبرنگار محترم اعزام شده به استان با حجم گسترده اي از اطلاعات و داده هاي اقتصادي توسط مسئولين مواجه گشت که به لطف دولت محترم نهم در دو سال سپري شده چه کارها که در ايلام صورت نپذيرفته است و في الواقع استان يکباره در اين دو سال از اين رو به آن رو شده است چرا؟ چون پتروشيمي، پالايشگاه نفت، گاز، شهرک صنعتي، اشتغال با رشد مناسب و چه و چه و چه که الحق هر کس ديگر هم اگر بود نه تنها خواهان حذف قيد محروميت از نام ايلام مي شد بلکه ايلام را در زمره کشورهاي فراصنعتي نيز قرار مي داد. هنگامي که اطلاعات و آمارهاي اقتصادي را بيان مي کنيم به ياد داشته باشيم که با علمي مترقي با نام اقتصاد مواجهيم و بدانيم که اين علم نيز بمانند ساير علوم داراي کليد واژه هايي است که بايد براي تحليل مناسب، اين کليد واژه ها را شناخت. حال برسيم به اصل قضيه مطرح شده: وقتي محروميت را بيان مي کنيم يعني فقدان چيزي يا در واقع چيزي که موجود است اما ما به آن چيز دسترسي نداريم لذا قيد محروميت بکار برده مي شود. حال گذري کوتاه به گذشته کنيم تا پي به فلسفه وجودي محروميت اين استان ببريم. کشور درگير جنگ تحميلي هشت ساله اي شد که به تبع آن نوار مرزي سرزمين ما آماج حملات متعدد و پي درپي دشمن شده بود يعني اثرات مخرب جنگ در نوار مرزي که شامل استان هاي مرزي همچون ايلام مي شد بيشتر نمود يافت. به همين سبب حاکميت نمي توانست و معقولانه نيز نبود که سرمايه گذاري هاي کلان و بستر سازي مناسب را در اينگونه استان ها انجام دهد. در واقع سرمايه گذاري با تمام پيش شرط ها و لوازمش که به امر توليد، توسعه و پيشرفت منجر مي شود. پس به ناچار اين سرمايه گذاريها را بايد در استان هاي ديگر متمرکز مي نمود که دورتر از چند و چون جنگ بودند بر اين اساس پس از جنگ اصطلاح استان هاي برخوردار و غير برخوردار باب مسايل کلان کشوري گرديد. با اين گذر کوتاه به نقطه اي از زمان رسيديم که اکنون ايستاده ايم يعني جايي که ايلام در زمره استان هاي محروم قرار گرفت که هر ساله مي توانست در زمره استان هايي قرار بگيرد که سالانه سهمي از بودجه را به واسطه محروميتش جذب کند. حالا جذب شد يا خير؟ بماند. در واقع پس از جنگ با دو دوره عملکرد دولت ها مواجه شديم. فرايند بازسازي که دوران دولت سازندگي را به خود اختصاص داد و دولت اصلاحات که هر يک از دولت هاي مذکور نطفه اي در راستاي توسعه اين استان را منعقد کردند که مي توان گفت سرمايه گذاري زيربنايي در استان کم کم شکل گرفت از جمله در حوزه نفت، گاز پتروشيمي، سد، راهسازي و ... اما از آنجايي که عمر دولت ها بيش از چهار سال نيست در نتيجه اين دستاوردها پس از شکل گيري در قالب ميراثي تازه به دولت آينده تحويل داده مي شود. مثلاً پالايشگاه گاز که کلنگ آن در سال 76 به زمين خورد، نفت، کارخانه سيمان و ... اما نکته جالب توجه اين است که دولت محترم نهم خود را در زمره موسسين اين خدمات مي داند نه ميراث دار آن يعني اين سرمايه گذاريها بنا به اظهارات مسئولين استان حاصل تلاش هاي مجدانه دولت نهم است و فقط مي توان گفت که جل الخالق که در دو سال چه کارها که مي شد انجام داد و دولت هاي پيشين انجام ندادند.! حال نکته جالب تر سکوت بي دليل مديران اسبق است که کلنگ بسياري از طرحهاي مطرح شده امروز را به زمين زده اند و امروز به شکلي به نام دولت جديد مصادره شده است. اگر چه اين سکوت محل بحث است. حال باز مي گرديم به مطلب اصلي که به واسطه فعاليت هاي انجام شده توسط دولت جديد قيد محروميت از ايلام برداشته مي شود. يعني ما به استاني توسعه يافته تبديل مي شويم در سطور قبل به کليد واژه ها اشاره شد که توسعه يکي از آنهاست. توسعه: مجموع ساختارهاي اجتماعي و اقتصادي را در بر مي گيرد و فرايندي است بلند مدت در واقع توسعه فرايند دگرگوني ساختارهاي جامعه در ارتباط با رشد است در پروسه زماني بلند مدت و منظم اگر بپذيريم که ما ديگر محروم نيستيم و توسعه يافته ايم پس سهم عمده اين توسعه يافتگي براساس تعريف علمي مفهوم توسعه توسط دولت هاي پيشين صورت پذيرفته است چرا که يک شبه و يا دو ساله نمي توان به توسعه رسيد آن هم پايه اي. اما نکته در اينجاست که اصلاً استان ما به توسعه دست يافته است يا خير؟ بدون توجه به حضور دولت ها و اينکه کارهاي انجام شده توسط کدام دولت انجام پذيرفته است بايد اين مفهوم را بررسي نمود. اگر به بررسي شاخص هاي توسعه بپردازيم ناگزيريم که مفاهيم سرمايه گذاري با رشد بالا، توليد با رشد بالا، اشتغال، کاهش نرخ بيکاري، زدودن فقر، توسعه راهها، بهداشت و درمان مناسب، آموزش سيستماتيک و منظم روند رو به رشد اطلاعات و فرهنگ و .... و خيلي از شاخص هاي ديگر که بايد در مفهوم توسعه قرارداد، را داشته باشيم. چرا که توسعه عاملي است که در برگيرنده ساختارهاي اجتماعي و اقتصادي است پس وقتي مي گوييم ايلام توسعه يافته بايد اين پيش شرط ها را داشته باشيم. حال ببينيم از شاخص هاي فوق کداميک در استان شکل گرفته و تثبيت شده است. که صرفاً براي جلوگيري از اطاله مطلب به مباحث سرمايه گذاري و توليد، اشتغال، توسعه راهها، بهداشت و درمان و اطلاع رساني بسنده مي کنيم. در بخش صنعت و سرمايه گذاري که منجر به توليد مي گردد داشته هايمان را بررسي مي کنيم. ما نيز همانند ساير استانها داراي شهرک صنعتي هستيم که خود دستاورد دولت سازندگي است از آن زمان تا به امروز در صنعت استان چه اتفاقاتي رخ داده است؟ آيا به رشد مناسب توليد رسيده ايم و در راستاي سرمايه گذاري در اين بخش موفق به جذب سرمايه گذاران خارجي چه داخل کشور چه خارج کشور شده ايم؟ اگرچه در دولت جديد تسهيلات کلاني درجهت تقويت بخش صنعت در راستاي رشد توليد در قالب طرح بنگاههاي زود بازده مصرف شده است اما آيا تسهيلات مورد نظر واقعاً در بخش صنعت مصروف شده اند و آنچه مد نظر دولتمردان ما بوده صورت پذيرفته است؟ عملاً خير. به خاطر داشته باشيم که به صرف آمارها نمي توان حقيقت صورت پذيرفته را بيان نمود چرا که تسهيلات مذکور متاسفانه در بخش هاي واسطه گري و به خصوص مسکن جاري شد و نتيجه آن افزايش بي رويه قيمت مسکن شد که نه تنها شهرک صنعتي بدون صنعت ما به بنگاه توليدي بدل نشد بلکه به خوابگاه صنعتي تبديل گرديد. دقت کنيم به نمودار ذيل: سرمايه گذاري مناسب--> توليد بالا --> فعـــــــــــاليت کارآمد --> اشتغال--> افزايش درآمد = کاهش فقر و نرخ بيکاري حال براساس نمودار فوق در نظر بگيريد که وقتي حلقه اول (سرمايه گذاري مناسب) مفقود باشد چه تبعاتي دارد. که مشخصاً روند رو به افزايش اشتغال وجود نخواهد داشت و افزايش فقر جايگزين آن مي گردد که متاسفانه اين فقر مي تواند اساسي ترين آسيب جهت جامعه و فرهنگ موجود آن باشد. شاخص بعدي توسعه که بايد در استان مورد بررسي قرار گيرد توسعه راههاست، به عنوان کانال هاي ارتباطي استان.آيا به اين توسعه دست يافته ايم؟ شاهرگهاي ارتباطي استان در قالب بزرگراهها با استان هاي همجوار کجايند و براي دسترسي به استان هاي کرمانشاه، لرستان، خوزستان چند بزرگراه داريم؟ آيا حتي توانسته ايم راههاي ارتباطي درون استان را براي ارتباط شهرستان ها افزايش يا بهبود دهيم؟ مثلاً سرانجام تونل دوم خرداد که شهرستان ايلام به ايوان غرب را 15 کيلومتر کوتاهتر مي کند به کجا ختم شده است؟ هر چند که اين تونل ديگر نام دوم خرداد را يدک نمي کشد اما ظاهراً تعويض نام آن هم تاثيري بر روند انجام اين طرح نداشته است. و يا جاده معروف حميل که انتظارش مي رفت طبق اظهار نظر مسئولين در سال 86 به بهره برداري برسد و اين راه مي تواند مسافت دو استان ايلام و کرمانشاه را 60 کيلومتر نزديک تر نمايد متاسفانه هنوز در هاله اي از ابهام قرار گرفته است، و يا در راستاي ناوگان ريلي ما چه اقداماتي را انجام داده ايم، آيا توانسته ايم راه آهن را به عنوان يکي از کانال هاي ارتباطي به ايلام بياوريم و يا ارتباط هوايي را در نظر بگيريد از پي سالها چانه زني بالاخره يک خط هوايي به استان اختصاص داده شد که بايد جهت تهيه بليط از ماهها قبل به انتظار نشست. حال تصور کنيد اگر براي امور ضروري مثلاً بيماري و يا ساير موارد با اين قضيه چه مي توان کرد؟ چرا که هميشه تعداد قابل توجهي از صندليهايش رزرو شده ادارات و ارگانهاي محترم استان است. آيا با يک پرواز نيم بند که معمولاً در فصول پاييز و زمستان نيز از دستور کار مسافرين خارج مي گردد مي توان شاهد اين توسعه بود؟ اين در حالي است که شاهرگهاي ارتباطي شامل راههاي زميني و يا هوايي جهت حمل و نقل کالا و مسافر از اجزاء لاينفک يک استان توسعه يافته است تا توليد کنندگان بتوان جريان ورودي مواد اوليه و صدور محصولات را به سايرنقاط به صورتي آسان به انجام رسانند که متاسفانه به دليل عدم دسترسي مناسب به منطقه سرمايه گذار خارج استان تمايلي به انجام سرمايه گذاري در استان را ندارد. و يا شاخص بهداشت و درمان. آيا با بررسي وضع موجود و تطبيق آن با وضع پيشين استان چه ميزان به مراکز بهداشتي و درماني ما اضافه شده است ؟ استان داراي چند مرکز درماني خصوصي است؟ آنچه که موجود است همان مراکزي هستند که سابقاً نيز در استان موجو د بوده است اين قضيه نه تنها در شهر ايلام که در کل استان مشهود است و هنوز بيماران ما براي انجام آزمايشات پيشرفته پزشکي مثل (MRI) و ... بايد به استان هاي همجوار مراجعه نمايند.شاخص فرهنگي يکي ديگر از عوامل توسعه محسوب مي شود با بررسي وضعيت کنوني اگر بخواهيم مصاديق فرهنگي و هنري استان را بررسي کنيم هنوز هم ايلام در واقع کل استان ايلام داراي يک سينما بيشتر نمي باشد، و يا مراکز اطلاع رساني که کتابخانه ها از اين مقوله اند. کتابخانه جامع ايلام که چندين و چند سال است به پيمان گذاشته شد ه است آيا به اتمام رسيده است؟ عملاً خير. و يا مي توان ساير مسايل فرهنگي که در قالب برنامه هاي نرم افزاري جامعه بررسي مي گردند را از نظر گذراند و ديد که آيا مي توانيم بگوييم به توسعه فرهنگي رسيده ايم؟ و در پايان خوانندگان را دعوت مي کنم که ساير شاخص هاي توسعه را با تطبيق دادن با ساير استان هاي برخوردار مقايسه کنند و ببينيد آيا هنوز هم بايد ايلام را محروم نناميم؟ اگر چه آرزوي قلبي همگان رفع اين قيد دست و پا گير محروميت از استان عزيزمان است اما توصيه مي شود که توسعه و رفع محروميت را صرفاً در آمارها و نوشته ها نبينيم بلکه مظاهر بيروني آن را در نظر بگيريم. اين مقوله اگر چه باز هم مجالي براي بررسي و نقد دارد اما به دليل طولاني شدن مطلب ناچار بايد خلاصه کرد و خلاصه کلام اينکه براي نديده گرفتن کارهاي انجام شده در دولت هاي پيشين و ثبت آن کارها به نام خود مسايلي را مطرح نکنيم که خدايي ناکرده از آن سهميه محروميت و غير برخوردار بودن خويش هم محروم بشويم. و بدانيم که توسعه فرآيندي است بلند مدت و دولت ها ميراث داران برنامه هاي مصوب شده ي دولت هاي پيشين خود هستند و باز هم بدانيم جهت ساخت ساختمان تا پي کند ه نشود ناگزير سقفي هم نخواهد بود! منبع : نشریه طنین غرب شماره 87 - منتشر شده در تاريخ: 23/7/1386
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 16:20 توسط کمیته اطلاع رسانی شاخه جوانان |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 11:5 توسط کمیته اطلاع رسانی شاخه جوانان |
|
|
جبهه مشارکت ایران اسلامی منطقه ایلام در راستای اهداف فرهنگی خود و به شکرانه یک ماه روزه داری اقدام به برگزاری ضیافت افطاری نمود. در این مراسم که روزپنجشنبه 19/7/86 برگزار گردید اکثر گروه ها و احزاب اصلاح طلب شامل : سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ، دفتر ادوار تحگیم وحدت ، انجمن اسلامی دانشگاه ایلام ، حزب اعتماد ملی و ... حضور داشتند و آمده بودند افطاری از جنس همدلی را تجربه کنند . در پایان این مراسم نیز ( افشین کریمی ) رئیس جبهه مشارکت منطقه ایلام در سخنانی کوتاه و با آرزوی قبولی طاعات و عبادات کلیه مدعوین ابراز امید واری کرد که نیمه دوم سال 86 همراه با کامیابی ، پیروزی و بهروزی برای کلیه اصلاح طلبان باشد .
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 10:31 توسط کمیته اطلاع رسانی شاخه جوانان |
|
|
با توجه به ضعف بنيه اقتصادی استان نياز به سرمايه گذاری دولت در امور زير بنايي چون راه، انرژی، صنايع مادر و ايجاد مراکز آموزش عالی و ... مشکل گشا خواهد بود. از جمله طرح های زير بنايي که در دولت خاتمی در استان بعنوان يک پروژه بسيار مهم تصويب و پيگيری گرديد جاده اتصالی ايلام به کرمانشاه معروف به راه حميل بود که به گفته همه صاحب نظران نقش اساسی در فرار ايلام از اين بن بست جغرافيايي داشته و به گفته استاندار ايلام شاهرگ حياتی ايلام می باشد. روند رو به رشد در انجام عمليات پروژه مذکور متاسفانه بعد از انتقال دولت از اصلاحات به عدالت و مهرورزی نزولی شده و به همين خاطر يکی از مهمترين مصوبات هيأت دولت به استان عملاً تحقق نخواهد يافت و اين درصد مهمی از آمار ارائه شده توسط مسئولين استان مبنی بر تحقق بيشتر از 96 درصد مصوبات هيأت دولت در استان را خدشه دار خواهد نمود. از مصوبات مهم هيأت دولت در سفر ايشان به استان را می توان به بند 5 مصوبه 57964 ت 34178 اشاره نمود که تصريح می نمايد: « سازمان مديريت و برنامه ريزی کشور و وزارت راه و ترابری اعتبار مورد نياز پروژه اصلی را ايلام ـ حميل ـ صالح آباد را تا اتصال به شبکه راه های کرمانشاه پيش بينی نمايد به نحوی که اين پروژه در نيمه اول سال 1386 به بهره برداری برسد» اين در حاليست که اکنون در پايان نيمه اول سال 1386 به يقين می توان گفت که اين مهم عملی نخواهد شد. نکته جالب توجه اظهار نظر متناقض آقايان آزاد، استاندار و نصرالهی زاده مدير کل راه و ترابری استان در خصوص زمان بهره برداری اين پروژه است. نماينده عالی دولت در استان در بهار امسال طی مصاحبه ای با خبرنگاران رسانه های گروهی اظهار داشتند: «در صورت تخصيص اعتبارات کار احداث اين جاده مهم مواسلاتی در استان تا پايان سال 1386 به اتمام خواهد رسيد. مدير کل راه و ترابری نيز اخيراً اعلام نموده است که: در صورت تأمين اعتبارات لازم اين پروژه در نيمه اول سال آينده (1387) به بهره برداری می رسد».
اما نکته مشترک در نظرات مسئولين استان عبارت "در صورت تخصيص اعتبارات" می باشد که اين بخش نيز لازم به توضيح می باشد: ضمن طرح اين پرسش که مگر متصدی تخصيص اعتبار به اين پروژه کسانی غير از مصاحبه کنندگان محترم هستند؟! طی جدول زير اعتبارات تخصيص يافته به اين پروژه را طی چند سال اخير بررسی می کنيم:
بديهی است که در زمان دولت اصلاحات (سال 83 و ابتدای سال84) مبالغ تخصيصی روند روبه رشد داشته اما در زمان دولت اصولگرا اين مبلغ بطور چشمگيری کاهش يافته است. با احتساب نرخ تورم (حداقل 15 درصد) با فرض مبلغ پايه در سال 1383 مبلغ اختصاص يافته در سال 85 بايد 2/178 ميليارد ريال و در سال 86، 205 ميليارد ريال می بود. تا در زمان مقرر طرح به بهره برداری می رسيد. مجموع اعتبارات فوق 2/383 ميليارد ريال می باشد که با کسر مبالغ تخصيصی سال های 85 و 86 کسری اعتبارات تخصيص يافته در اين زمان 2/248 ميليارد ريال می باشد. لازم به اشاره است که مدير کل راه و ترابری اعتبار لازم جهت تکميل پروژه را 300 ميليارد ريال پيش بينی نموده است. پس با يک حساب سرانگشتی می توان ادعا نمود که اختصاص به موقع اعتبارات و جلوگيری از شمول نرخ تورم (بعلت تأخير در اجرای پروژه) طرح در همان موعد مقرر به بهره برداری می رسيد. گذشته از اين مسأله که در نهايت منابع ملی هدر رفته و گوشه ای از خاک ايران از توسعه عقب افتاده است می توان هم از نگاه سياسی و هم اجتماعی موضوع را مطرح نمود.: از نگاه سياسی آنکه در دولت عدالت متأسفانه بنابر آنچه که در بالا آمد در تخصيص اعتبارات به پروژه ها عدالت رعايت نشده است و از نگاه اجتماعی نيز اين سئوال را می توان مطرح نمود که چرا بايد اين پروژه مهم که منافع حاصل از آن به همه استان می رسد سهم اعتباری خود را تنزلی ديده و چرا شهرستان شيروان چرداول که محل اجرای پروژه است چون شهرستان های ديگر حتی طی روند طبيعی و بنابر پتانسيل های ويژه خود از محل درآمدهای دولت منتفع نمی شود؟! اين بحث را بايد مسئولين ارشد، نمايندگان حوزه شمالی استان در مجلس شورای اسلامی و مقامات محلی شهرستان بصورت جدی جهت تنوير افکار عمومی پاسخگو باشند .مرتضی دارايی نائب رئيس منطقه ايلام
|
||||||||||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 13:32 توسط کمیته اطلاع رسانی شاخه جوانان |
|
||||||||||
علی بختیاری :
حکايت ها و داستان هاي اين شهر هم شنيدني است هم آنقدر فراوان که هر بچه اي اگر بخواهد شبها بخوابد مادران اين شهر مي توانند اين قصه ها را لالايي وار براي خوابي آرام به کار برند. اينبار قصه مطب هاي موجود در شهر يا همان دفاتر طبابت، طبيبان اين شهر است. آنچه که در ذهنيت همگان شکل گرفته است مطب جايي امن، راحت، محيطي سالم، و پاکيزه است براي درمان در واقع اين صفات اجزاء لاينفکي براي اماکن درماني هستند که مطب هاي موجود نيز از اين امر مستثني نيستند. آنکه شغلش شفاي بيمار است چگونه است که در اين شهر، مکان کارش سبب رنجش خاطر بيمار است، برخي از مطب هاي موجود در اين شهر را که مي بيني حس زار زدن در و ديوارش تو را هم به گريستن وا مي دارد. قصدم از اين مطالب خدايي ناکرده تخريب يا اهانت به پزشکان زحمتکش اين شهر نيست، که کار اين عزيزان بسي فراتر از هر چيزي است که آدمي متصور بشود چرا که همگان در هنگام بيماري بعد از خدا دست دعايمان به دامن اين بزرگواران است اما چه کنيم که بايد آنچه که واقعيت موجود است نيز بيان شود شايد فرجي گردد. حکايت از آنجا شروع مي شود که وقتي براي ويزيت به ملاقات پزشک مي روي در اکثر مکان هاي مورد نظر مي تواني شرايطي که در زير مي آيد را ببيني. ديوارهايي رنگ و رو رفته که بعضاً داراي ترکهايي عميق چون حال بسياري از بيمارانند. ميزي رنگ رو رفته با فردي نسبتاً خشن به عنوان منشي، صندلي هايي غالباً پلاستيکي و چرک و بعضاً نيمکت هايي فلزي که نسل آنها ساليان سال است منقرض شده است. موزائيک هايي تق و لق که وقتي رويشان قدم مي گذاري احساس خالي شدن نيمي از درونت راداري و اما زمستان ها با وسيله گرمايش نامناسب و تابستان ها هم از سرمايش مناسب خبري نيست.دقيق که مي شود سرويس بهداشتي که يا موجود نيست و يا اگر هست خطر ابتلا به هر گونه بيماري با ورود به آنجا امکان پذير است نکته در اين است که اين امکان کاربري مسکوني دارند و جهت استفاده طبابت طراحي نشده اند و مهمتر اينکه اکثر اطباي عزيز حاضر به سرمايه گذاري در اين شهر نيستند و ترجيح مي دهند که مطب هاي استاندارد و لوکس را در کلان شهرها خريداري نمايند تا پس از گذشت چندين سال مهاجرت کرده و در آن سکني گزينند. نمي دانم چرا شايد بعد از جنگ و اطلاق قيد محروميت به اين استان ظاهراً همگان پذيرفته اند که اين خوره محروميت مادام العمر مي تواند روحمان و جسمان را ريز ريز بخورد. ?آيا از پس اين همه سال ما از اين قيد رها نشده ايم؟ آيا اين محروميت فکري نيست؟ آيا مگر تلطيف فضاي مطب هاي مذکور و زيبا سازي آنها هزينه اش بيشتر از يک هفته حق ويزيت است؟ مي خواهم بدانم آيا اگر پزشکان عزيز ما با اين شرايط مکاني در کلان شهرهايي چون تهران اقدام به طبابت کنند باز هم مي توانند چشم انتظار ورود بيماران به مطب هايشان باشند. آيا مردمي که در ايلام براي معالجه مراجعه مي کنند تفاوتي به لحاظ انساني و هويت با مردمي که در تهران هستند مي کنند؟ اول ماجرا که شروع شد گفتم قصه اين شهر فراوان است. شما در نظر بگيريد که ساير اصناف هم اگر اينگونه باشند آيا مي توانند انتظار رونق بازار خويش را داشته باشند؟ پس چه عاملي سبب مي شود که مردم با وجود اين مکان هاي متاسفانه نامناسب طبابت باز هم به پزشک مراجعه مي کنند آن هم در صف هاي چند لايه و تا ساعاتي از نيمه شب؟ بله احتياج به درمان. و آيا درست است که خدايي ناکرده، خدايي ناکرده اين تصور براي پزشکان ما صورت پذيرد که مردم براي درمانشان در هر وضعيتي مجبور به مراجعه هستند؟ که اگر چنين تفکري باشد هيهات. و من اميدوارم که اينگونه نيست اما صرفاً غفلتي است که کم کم دارد در ميان اين عزيزان به اپيدمي مبدل مي شود. در نظر داشته باشيم که زيبايي محيط کار و استاندارد سازي آن از اصول ابتدايي مشاغل است. حال با مراجعه به دانشگاه علوم پزشکي مي توان به راحتي اين استانداردها را مشاهده کرد که مثلاً فضاي مطب ها به ازاء هر بيمار چه سرانه اي دارد، و تعجب مي کنم که در اين خيل به حمداله تحصيل کرده اين اصول ابتدايي ناديده گرفته مي شود. نکته بعد و شايد سوال بعدي اين است آيا دستگاه هاي نظارتي براي اينگونه اماکن چاره اي نمي انديشند؟ درست به خاطر دارم که يکي از دوستان درصدد ساخت طويله اي براي نگهداري دامهايش بود و بهداشت او را مجبور کرده بود تا ارتفاع يک متر از کف را کاشي کند چرا که با سلامت انسان ارتباط دارد.حال مي خواهم بدانم آيا مطب هاي ما با سلامت انسان ارتباطي ندارند؟ يا اين که چون دستگاههاي نظارتي ما هم صنفان پزشکان محترمند اين عيب بزرگ را نمي بينند يا ترجيح مي دهند که نبينند که اگر اين است افسوس، و اما حکايتي تلخ تر در يک شيفت کاري مثلاً از 4 عصر تا 9 شب پذيرش 100 تا 120 نفر بيمار چگونه امکان پذير است؟ آن هم دريک کار تخصصي و تشخيصي جز اينکه با پذيرش فله اي بيمار در کنار ميز پزشک؟ حال آنکه پزشک محرم اسرار است و بايد بيمار به اين آسايش رواني برسد و دردش را صادقانه با پزشک در ميان بگذارد. چگونه در ميان چشمان منتظر سايرين اين مهم امکان پذير است. البته اين را هم نبايد ناديده گرفت که متخصصين ما کم هستند اما اين معقول نيست که کيفيت را فداي کميت نمود که بعضاً مشاهده مي شود بيماران جهت اطمينان از تشخيص مناسب تر به شهرهايي چون کرمانشاه و تهران مراجعه مي کنند. اما حتم دارم که اينگونه نيست و صرفاً غفلتي است که کم کم عادي شده است، و چون روزمره شده است اهميت خود را از دست داده و نگارنده تنها با نگاشتن اين سطور صرفاً درصدد زدن تلنگري آرام بود تاکمي بيشتر به زيبا سازي محيط هاي خود بپردازيم و ديگر قيد و بندهاي محروميت را بزداييم. اگر چه اين قصه تلخ بود اما باز هم مي تواند براي فرزندانمان لالايي خوبي باشد، پس شب بخير. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 10:27 توسط کمیته اطلاع رسانی شاخه جوانان |
|
|
اگر به پنجاه سال پیش برگردیم ،نقش پدر،نان آوری و نقش مادر تربیت فرزندان و انجام امور روزمره خانه بود ، ولی با گذشت زمان و با پیشرفت علم و سطح فرهنگ و آگاهی خانواده ها و نیز با تحقق کمابیش این شعار که ( زنان نیمی از جامعه هستند) جنس مونث نیز وارد جامعه و بازار کار گشت و نیمه ایستای جامعه به راه افتاد . و چندی بعد تحصیل زنان و دختران ، در جامعه به امری عادی تبدیل گشت و امروزه کمتر کسی از بانوان را میبینیم که کم سواد یا بی سواد باشد . ولی متاسفانه با رشد جمعیت تحصیلکرده به خصوص در میان بانوان ، کم کم مشکلی به نام ( بیکاری ) گریبانگیر جامعه شد که به نظر بنده دلیل آن عدم برنامه ریزی اصولی برای فارغ التحصیلان است که این مساله خود می تواند محل بحث فراوان باشد ؛ اما نکته مورد بحث در اینجا تبعات بعدی بی کاری است . نیروی جوان و تحصیل کرده ای – در اینجا بیشتر زنان و دختران مد نظر هستند – که ناامید از پیدا کردن کار است به ناچار روی به کار هایی مانند فروشندگی ، منشی گری و ... می آورند . هر چند این مشاغل در نوع خود بد نیستند ، ولی شاید برای یک فرد مثلا لیسانسه ، فروشندگی شغل مناسبی نباشد . این قشر از جامعه بیشتر به علت مشکلات مالی و برای تامین معاش خود و خانواده روی به اینگونه کارها می آورند . اگر سری به فروشگاه ها ، بوتیک ها ، شرکت ها و ... شهرمان بزنیم ، به بسیاری از این موارد بر میخوریم و زنان و دخترانی را خواهیم دید که در مقابل حقوقی ناچیز تن به کارهایی مانند فروشندگی و منشی گری می دهند . اگر از لحاظ نسبت ساعت های کاری در مقابل حقوق دریافتی به این قضیه نگاه کنیم به نامعادله ای وحشت ناک و تاسف برانگیز خواهیم رسید ، چه فراوانند زنان و دخترانی که در مقابل روزی 8 الی 10 ساعت کار ، حقوقی بیشتر 25 یا 30 هزار تومان ، آنهم بدون پرداخت حق بیمه ، دریافت نمی کنند . آیا به این کار برخی کافرمایان نامی به جز(( برده داری نوین )) می توان گذاشت ؟ آیا نباید به این نکته در کتاب های تاریخی شک کرد که بردگی فقط مختص سیاه پوستان است ؟ آیا باز هم میتوان ادعا کرد که عصر برده داری به سر امده ؟ آیا تعریف برده داری چیزی به غیر از انجام کارهای سخت و دریافت حقوقی ناچیز و نا پیداست ؟ آیا نباید برای جامعه خود ( که نام جامعه اسلامی را یدک می کشد ) نگران بود ؟ و هزاران آیای دیگر ........ از بعد دیگر اینکه اگر سری به صفحه حوادث روزنامه ها و مجلات بزنیم ، روزانه حد اقل چند مورد را در رابطه با اگهی های جعلی و_ یا واقعی_ استخدام منشی و فروشنده را می بینیم ، که متاسفانه بانوانی که به دنبال پیدا کردن کار ، و یا حتی کسانی که در اینگونه مراکز مشغول کار هستند ، چگونه مورد تعرض و سوء استفاده قرار می گیرند و زندگی و آینده خود را به جرم اینکه به دنبال کار هستند ؛ تباه شده می بینند و نکته زجر آور و اینکه بیشتر آنها برای حفظ آبرو سکوت می کنند و زمینه را برای سوء استفاده بعدی و بیشتر شیادان مفسدی که روز به روز به تعداد آنها افزوده می شود فراهم می آورند . نکته امیدوار کننده این مورد این است که خوشبختانه هنوز این اتفاق در شهر ما ایلام رخ نداده است ، ولی وای به روزی که اولین جرقه بر این انبار کاه زده شود . در اینجا این نکته را متذکر میشوم که جا دارد نیروی محترم انتظامی و نیز اداره نظارت بر اماکن با کنترل اینگونه آگهی ها ( که کم کم میرود تا مانند قارچ سمی در سطح شهر پخش میشود ) زمینه را برای سوء استفاده برخی افراد سود جو تنگ کند تا حداقل دلخوش به امنیت در محیط کاری بانوان باشیم و لا اقل به امنیت زنان در محیط کاری شهرمان فخر بفروشیم !!!! در ضمن نباید از این نکته غافل گشت که که زنان و دختران جویای کار نیز نباید به سادگی و بدون تحقیق فریب اینگونه آگهی را بخورند و بدون اطمینان از امنیت خود در محیط کاری ، عهده دار مسئولیتی گردند . و در پایان از تمامی مسئولام محترم انتظامی ، قضایی و نیز اداره کار و امور اجتماعی و .... ، تقاضا دارم با نظارت همه جانبه راه را بر این نوع از استثمار و در واقع (( برده داری نوین )) ببندند . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 12:43 توسط کمیته اطلاع رسانی شاخه جوانان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|