تبليغاتX
فریاد تازه
وبلاگ تحلیلی خبری شاخه جوانان جبهه مشارکت ایران اسلامی منطقه ایلام

در شب تاسوعا جمعی از سیاسیون فعال استان به دعوت جبهه مشاركت ایران اسلامی منطقه ايلام گرد هم آمدند  تا دفتر این حزب در ایلام شاهد نوحه خوانی و سخنرانی و نیز ذکر مصیبت آقا (ع) باشد گو اینکه ادبیات این محفل به روشنفکری اسلامی پهلو می زد اما هدف اشکی بود برای صاحب عزا و دلی که زنگارش شسته گردد و به قول مولانا سینه با هفت آب شسته شود تا شراب عشق را پیمانه پیمانه شویم و معرفت الهی به لطف اتصال به خاندان عصمت و طهارت (ع) حاصل گردد.

از نکات برجسته مراسم سوگواری اصلاح طلبان سخنرانی پرمغز روحانی وارسته که در عین بزرگواری خود را طلبه ای در خدمت مردم معرفی می کند بود که شاید از آن حیث که کلیشه ای نبود بس بیشتر به دل نشست . حجت‌الاسلام والمسلمين هواسي سالها به عنوان امام جمعه موقت دهلران در گذشته ای نه چندان دور در خدمت دوستداران اهل بیت بوده و همینک نیز بدون ادعا پیشنمازی برای مومنان و دوستداران واقعی اهل بیت (ع) است.

وی بازگویی واقعه عاشورا را در حال حاضر در جامعه را با دو روایت کلی مورد ارزیابی قرار داد و افزود: یکی از این رویکردها بیان واقعه با رویکرد صرف عاطفی است و یکی نیز رویکردی داریم تعقلی (و توامان عاطفی). رویکرد اول بیان واقعه را به منظور تحریک عواطف و احساسات پاک است که همانگونه که به ذهن متبادر می شود میدان دار احساس و با جولان احساس است.

ايشان در ادامه ضعف این گونه بیان را  کم رنگ بودن عبرت آموزی به مخاطب دانسته و گفت: چون در این دست بیانها واقعه در هاله ای غلیظ از احساسات بیان می شود دیگر جای بحث در آن نیست.وي بیان کرد: در نگاههای غیر تحلیلی ما مجبوریم یک قدم جلوتر و یا عقبتر برنداریم. در این رویکرد حتما باید حضرت علی اکبر (ع) فقط 18 سال داشته باشد  و نمی شود مثلا 28 سال داشته باشد چون تمام آن ارکان واقعه بر این اساس به هم تنیده شده و اشک مردم اینگونه درآورده می شود.

وی به منتهی الامال مرحوم شیخ عباس قمی (ره) اشاره کرد و آن را کتابی بسیار با ارزش دانسته و نیز به استناد شهید مطهری که امام راحل (ره)  آثار ایشان را بدون نقص اعلام فرمودند اشاره کرد: هشتاد نود درصد مطالب این کتاب ارزشمند  (منتهی الامال) خوراک مراسم دینی ماست. در این کتاب اسامی دختران حضرت اباعبدا... (ع) آمده اصلا دختری به نام رقیه نیست. اما شما اگر شهید مطهری (ره) باشید شهید مطهری که شهامت به خرج دادند و فرمودند این قضیه در تاریخها نیست و یا حتی مرحوم دکتر شهیدی که خدایش رحمت کند می گوید همچنین دختری در تاریخ نیست اما مداح معروف این طیف (طیف با نگاه عاطفی صرف) خیلی بی باکانه می گوید: الهی لال گردد آنکه می گوید رقیه نبوده!! بحث بحث تاریخی است ولی آنها طوری به هم  ( ارکان واقعه را تنیده اند) که اگر کمی پس و پیش شود دیگر نمی توانند اشک بگیرند با اینکه شهید مطهری (ره) می فرمودند  آنقدر مصایب اباعبدا...  سوزناک است که با مصیبتهای واقعی هم می شود اشک بگیریم. اما ضعف (برخی از افراد این روش) که متاسفانه  (این است) هرطور که بخواهند و هدف (در نزد آنها) این است  که فقط طرف گریه کند و گریه به عنوان هدف می شود در حالیکه گریه هدف نیست بلکه جانب است.

حجت‌الاسلام و المسلمين هواسي سپس به ضعف افراط در مظلوم نمایی اشاره کرد و بر غیرواقعی جلوه دادن برخی رخدادها ایراد وارد دانست و افزود: حضرت علی اکبر وقتی به میدان جنگ (نفر به نفر) می رود (و  رجز می خواند) می گوید: من پدرم حسین و پدربزرگم علی ابن ابی طالب است آنقدر شما را با شمشیر می زنم که شمشیرها کج شود.

وي در ادامه به حفظ عزت در گفتار اهل بیت نبوت بر اساس رفتار و گفتار آنان در روز واقعه اشاره کرد که هیچگاه جوری رفتار نکردند که اندکی شائبه کم شدن عزت و سست شدن از آن در اذهان ایجاد شود و این مطلب را درست ندانستند که برای تحریک احساسات پاک دوستداران اهل بیت (س) آنقدر مظلوم نمایی از قول آنان شود که در انتقال پیام قیام عاشورا نقض غرض گردد   و ادامه داد: کمبود آب درست است اما کسی العیاذ باا... خود را به ذلت زده باشد برای آب ( و آن جملاتی را که ما خودمان دوست داریم و اگر می بودیم شاید می گفتیم گفته باشند) در قضیه علی اصغر (فقط)  بله برای  اینکه آنها را رسوا کند اما اینکه بیاییم این قضیه آب را (اینقدر) بزرگ جلوه دهیم این در راستای همان دید عاطفی است. ايشان شاهد نقض این موضوع را رجز خوانی فرزند شهید امام حسن(ع) در کربلا دانست که ده ساله بودند و فرمودند: مردم اگر مرا نمی شناسید من شیر بیشه ام من شیر در شیرم من در مقابل دشمنان باد صرصرم که ریشه تمامی دشمنان را درخواهم آورد. شما را به خدا اینها را (العیاذ باا...) ذلیل نکیند اینها عزیز بودند اینها بچه فاطمه زهرا (س) هستند. وي سپس به بیان دید تعقلی به واقعه عاشورا پرداخت و افزود: در دید تعقلی از احساس استفاده می شود اما در حد منطقی و اگر همان کربلا مانده است به دلیل حالت بینابین تعقل و احساس بوده است .اگر احساس نبود مردم توی این سرما در خیابانها برای عزاداری جان نمی دادند احساس خوب است اما سوءاستفاده از احساس و القای احساسات غلط این خطرناک است. او سپس به مردمشناسی واقعه کربلا اشاره کرد و آن را یک ضرورت دانست و گفت: در یک سر طیف اباعبداا... (س) و یاران گرانقدرش را می بینید و در سر دیگر شمر را به عنوان یک انسان استحاله شده می بینید و یک حیوان به تمام معنا حیوان.

او شناخت تاریخ را بر اساس آموزه های قرآن کریم برای عبرت آموزی و جلوگیری از تکرار تاریخ و جنایات و اشتباهات  تاریخی دانست. او افزود: یک سوال  که همیشه هست  اینکه چه شده انصاری که در کنار پیامبر جانانه شمشیر کشیدند حالا به فاصله 50 سال همانها و بچه هایشان انصار و مهاجرین در مقابل نوه پیامبر شمشیر می کشند؟ شمشیر به یک جبهه می رود ولی دلشان به جبهه دیگر  . دلشان یک چیز ولی دستشان یک چیز دیگر می گفت و اگر این افراد در جامعه اکثریت یابند آن جامعه روی سعادت نخواهد دید.

امام حسین (ع) روزی که از مكه خارج می شوند در یکی از منازل (سر راه کربلا) فرزدق شاعر عرب را می بیند از او می پرسد از کجا می آیی؟ جواب می شنود: از عراق دوباره می پرسند: مردم عراق را چگونه دیدی؟ گفت: اماما! من یک مردمی را پشت سرگذاشتم که قلبشان با شما بود ولی شمشیرشان بر شما!

طبری در تاریخ خود آورده اند: چند پیرمرد در بلندی در سپاه عمرسعد ایستاده بودند و دستشان را بالا گرفته بودند و می گفتند خدایا امام حسین (ع) را پیروز کن!! اگر به لحاظ روانشناسی بخواهیم بررسی کنیم فقط مردمان زبون به این حقارت و پستی تن می دهند. ايشان سپس راهکار حل موضوع را در اسلام دانست و اشاره کرد: ما با تزریق سعادت و کرامت که در اسلام هرچه بخواهیم بحمدا.... داریم این موضوع را می توانیم درمان کنیم. اگر کسی عزیز شد خودش را ارزان نمی فروشد انسانهای ذلیل هستند که خودشان را ارزان می فروشند. اگر کرامت نباشد رای که سهل است آدم حقش را هم به دو هزار تومان و چهارهزار تومان می فروشدو همه چیز قابل تصور است.

بعضیها همه چیزشان را می فروشند دین که سهل است. امان از پول خیلی از دینها با پول رفتند. او به عبرت آموزی در این باره از واقع عاشورا اشاره کرده و افزود: کربلا ظرفیت خیلی مهمی برای اصلاح نفس و جامعه دارد اما به شرطی که ما خودمان را از آن رویکرد عاطفی به رویکرد عقلانی بیاوریم. احساس همراه با عقلانیت گریه باشد اما گریه با تعقل نه گریه فقط با احساسات. برخی دیگر از آدمها هستند که اینها حق را می بینند و می شناسند اما پست را چه کار کنند؟ و موقعیت را چه کار کنند؟ حضرت امام حسین (ع) یکی از اهداف از قیام خود را امر به معروف و نهی از منکر در میان مسلمانان  عنوان فرمودند و خود مراسم حج را فروهشته و به قیام کربلا رفتند تا نشان دهند به همه مسلمانان در طول تاریخ که ظاهر دین مهم نیست بلکه این باطن دین است که اهمیت فراوان دارد

وی در ادامه ذاکرین و نوحه خوانان و مداحان و سخنرانان را به رسالت مهم انتقال پیام عاشورا متوجه کردند و از آنان خواستند در مراسم پرفیض عاشورا و اربعین به مفاهیم بزرگ عاشورا اشاره کنند و به بیان صرفا عاطفی این واقعه مهم عبرت آموز بسنده نکنند.

وی در پایان ضمن ذکر مصیبت واقعه عاشورا در بیانی سرشار از تعقل و احساس که با غور در واقعه و اشک عاشقان حاضر در جلسه همراه گردید در پایان  توام با دعا به روح امام حسین و شهدا کربلا (ع) و روح پرفتوح امام راحل (ره) و شهدای انقلاب و دفاع مقدس برای طول عمر با عزت رهبری معظم انقلاب و دلسوزان نظام مقدس دعا کردند. سپس اين برنامه با مراسم سینه زنی و نوحه خوانی به پايان رسيد. 


+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 11:27  توسط کمیته اطلاع رسانی شاخه جوانان | 

اشاره: مهندس شكراله شيرخاني عضو شوراي مركزي و رئيس كميته آموزش جبهه مشاركت ايران اسلامي منطقه ايلام، سخنران مراسم سوگواري سرور و سالار شهيدان اباعبدالله‌الحسين(ع) و ويژه برنامه تاسوعا و عاشوراي حسيني دفتر مشاركت منطقه ايلام در شب تاسوعا بود كه متن سخنراني ايشان با موضوع«تحليل چهره‌ها و منظرهاي مختلف قيام امام حسين(ع)» جهت استحضار مخاطبان گرانقدر، در پي مي‌آيد:

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم. السلام علي الحسين و علي علي‌بن‌الحسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين. خدمت سروران گرانقدر حاضر در مراسم سوگواري بزرگمرد تاريخ و سرور آزادگان جهان، سلام و عرض ادب دارم.

روشنفكران ديني بر اين باورند كه دينداران در عرصه‌ي دينداري در يك سطح نيستند؛ يعني بر اساس فهم و درك افراد بشر، دركها و فهمهاي مختلفي از دين وجود دارد، بنابراين ما در عرصه‌ي هستي با گستره‌اي وسيع از فهم ديني مواجه هستيم. در مورد مسئله‌ي عاشورا هم وضع به همين منوال است. در مورد واقعه‌ِ عاشورا برداشتها و تحليلهاي متفاوتي بر حسب ميزان فهم و درك افراد وجود دارد و اين واقعه از نگاهها و منظرهاي مختلفي بررسي و تحليل مي‌گردد كه بنده به سه مورد از اين موارد اشاره خواهم داشت.

چهره‌ي عاميانه عاشورا:

ما در واقعه‌ي عاشورا بيشتر شاهد برداشتي عاميانه و سطحي بوده‌ايم. مواجهه‌ي دينداري عاميانه با واقعه‌ي عاشورا كه كاملاً صبغه‌اي سنتي در كشور ما دارد بيشتر اسطوره‌اي است. و اين مواجهه‌ي اسطوره‌آميز در واقع از قرنها پيش شاهد وناظر آن در جامعه‌ي خويش بوده‌ايم. ويل دورانت مي‌گويد: »دين هر چه اسطوره‌اي‌تر باشد دين‌تر است« كه البته بايد گفت كه ما اين حكم را در عرصه دين عاميانه مي‌توانيم بپذيريم و اين ديدگاه هيچگاه در عرصه دينداري عالمانه و يا عارفانه مصداق پيدا نمي‌كند. در اين چهره از عاشورا كسانيكه مبلغان مراسمات عزاداري آقا اباعبدالله(ع) هستند و در اين زمينه دستي بر آتش دارند بيشتر بر بعد عاطفي و احساسي واقعه‌ي عاشورا تاكيد دارند، بيشتر به مباحثي تاكيد مي‌كنند كه دل را بيشتر بتواند بسوزاند و چشمها را بيشتر اشك‌آلود كند بطوريكه اين رويكرد باعث موضع‌گيري شهيد مطهري در آن زمان گرديد. ايشان اعلام كرد كه در بحث واقعه عاشورا تحاريف زيادي صورت گرفته است. به هر حال در برداشت و قرائت عاميانه از دين به جاي آنكه بر عقلانيت و عظمت حركت امام حسين(ع) تاكيد شود، بيشتر بر قساوت و سنگدلي مشتي درنده‌خوي آدمخوار تاكيد مي‌گردد و اين موضوع باعث مي‌شود كه در موضوع عاشورا، مسائل  عاطفي، احساسي و عاميانه چنان بزرگ و فربه شود كه عرصه بر مغز و گوهر رسالت عاشورا تنگ گردد.

چهره‌ي عالمانه عاشورا:

چهره دوم قيام عاشورا چهره‌ايست كه در نتيجه‌ي تحليل آن از منظر عالمانه حاصل مي‌شود. در اين نوع نگاه، شخصيتها فقط تجليل نمي‌شوند بلكه نوبت به تحليل مي‌رسد و تحليل، كمترين عنصر در اين نوع نگاه است. كسي چون دكتر شريعتي انگيزه‌هاي انقلابي را با يادآوري آنچه در كربلا اتفاق افتاده بود زنده كرد و باعث تقويت و تحرك اثرگذاري در انقلاب 57 گرديد كه اين اثرگذار بودن، صبغه در تحليلهاي عالمانه ايشان دارد. دكتر شريعتي كار امام حسين را عقلاني و هدفمند مي‌دانست و شهادت‌طلبي را نوعي خودكشي بي‌منطق نمي‌دانست بلكه آنرا نوعي انتخاب عاقلانه بر مي‌شمرد كه با اين حركت انقلابي سعي امام(ع) بر محور رسوا كردن دستگاه فاسد اموي قرار گرفت و در شرايطي كه نمي‌توانست تغيير و دگرگوني ايجاد كند با شهادت هيات حاكمه‌ي آندوره را رسوا كرد. حركت اباعبدالله(ع) در رسوا كردن رژيم اموي در واقع براي اين بود كه مشروعيت را از اين دستگاه بستاند و كاري كه ايشان كرد به قول دكتر شريعتي، رخنه در مشروعيت و مقبوليت دستگاه اموي بود؛ اين نوع نگاه و چهره، چهره‌ي روشنفكري ديني است كه اينگونه به تحليل عالمانه‌ي واقعه‌ي عاشورا مي‌پردازد.

چهره‌ي عارفانه‌ي عاشورا:

منظر و چهره‌ي ديگر از حادثه‌ي كربلا كه كاملاً رازآلود و سرشار از عشق، شور و شعف مي‌باشد، چهره‌ي عارفانه‌ي آن است. شايد مولانا بهترين كسي باشد كه در اين عرصه بهترين تحليل را كرده است. شما در اين واقعه، از يك طرف افراد بزرگواري را مي‌بينيد كه توسط ياران يزيد در كمال قساوت و سنگدلي شهيد مي‌شوند و در طرف ديگر، درنده‌خويي يزيديان را مي‌بينيد كه در اين تصوير شما وجه غمگين حادثه را مي‌بينيد اما مولانا مي‌گويد ما در وجه ديگر مي‌توانيم زيبايئهايي را ببينيم! چه زيبائيهايي؟ پرواز بلند روحهايي را كه چنان فربه شده‌اند كه اشتياق پرواز دارند و آرزو مي‌كنند روزي از اين حصار و قفس تنگ، رهايي يابند. ما به همراه مولانا در واقعه‌ي عاشورا پرواز مرغان عاشقي را مي‌بينيم كه مشتاقانه در فكر شكستن قفلها بوده‌اند و آزاد شدن مرغ جان از قفس تن را مي‌بينيم و براي كسي كه شكسته شدن قفل حصار و زنداني را كه در آن مدتها گرفتار بوده است مي‌بيند نوبت غمگين شدن نيست بلكه زمان شور و شعف و شادي است.

وقتي كه زينب مي‌گويد در كربلا جز زيبايي نديدم «ما رايت الي جميلا»؛ يعني اينكه زينب در كربلا درس عاشقي آموخته است، يعني زينب"(س) فقط قساوت و سنگدلي را نمي‌بيند بلكه ايثار، گذشت، عشق و جميع صفات نيكو را در اين واقعه مي‌بيند. كاري كه زينب(س)  انجام داد يعني قلم بطلان كشيدن بر همه‌ي برخورداريها در يك لحظه، دلي مي‌خواهد به وسعت كائنات و روحي مي‌خواهد به عظمت ملكوت؛ اين چهره‌‌اي كاملاً عاشقانه و عارفانه از عاشورا است و اين زماني مي‌تواند تجلي پيدا كند كه ما بتوانيم خودمان را شريك آن تجربه‌هاي زيباي حسين(ع) و يازانش بكنيم. چه لذتي دارد كه آدمي نه فقط پيرو صوري يك انسان بزرگ باشد بلكه شريك تجارب او هم باشد و احساس كند كه از عطر او مست است و آدمي، دل را به معارف بلند رازآلود متصل كند: متصل چون شد دلت با آن عدن/ گو همي مهراس از خالي شدن/ امر قل چون آمدت كه‌اي راستي/ كم نخواهد شد بگو درياست اين. حادثه‌ي كربلا براي انسانهاي نغزبين، حادثه‌ي در زندان گشودن و به نوا رساندن بينوايان است. همچنان كه شمس به مولانا گفت، ما نيز به حسين مي‌گوييم: همه را بيازمودم ز تو خوشترم نيامد/ چو فرو شدم به دريا چو تو گوهرم نيامد/ در خنب گشادم ز هزار خمر چشيدم/ چو شراب سركش تو به لب و سرم نيامد/ چه عجب كه در دل من گل و ياسمن بخنديد/ كه صنمبري، لطيفي، چون تو بر سرم نيامد. در پايان اميدوارم كه آقا اباعبدالله الحسين(ع) قطره‌اي از آن شور و شعف خويش را بر دلهاي عطشناك مومنان، روندگان راهش و حاضرين گرانقدر بيفشاند

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 11:25  توسط کمیته اطلاع رسانی شاخه جوانان | 

امروز كه باز هم رسانه‌هاي جمعي و گروهي دشمنان جمهوري اسلامي ايران در آستانه انتخابات مجلس هشتم، پررنگ‌تر از گذشته در بوق و كرنا، تحريم و درخواست عدم حضور مردم و جريانهاي سياسي در انتخابات ايران را مي‌دمند و در اين راه از هيچ كوششي فروگذار نيستند تا بلكه به خيال خام خويش ضربه‌هاي مهلكي را بر پيكره‌ي نظام وارد سازند بايد اندكي با خويش خلوت كرد و منصفانه قضاوت كرد كه چه كساني در راستاي اهداف و برنامه‌هاي دشمنان مملكتمان گام بر مي‌دارند؟ چه رفتارها و برخوردهايي به افزايش حضور مردم در صحنه و تحقق مشاركت حداكثري و در نهايت ناكامي بدخواهان خواهد انجاميد و بالعكس چه اعمالي مايوس شدن مردم از حضور در پاي صندوقهاي راي و تقويت حس كم‌اثر يا بي‌‌اثر بودن آنان در تعيين سرنوشت خويش و در نهايت كاميابي دشمنان را به دنبال خواهد داشت?؟

همانطوريكه همگان مستحضرند و اندك سايتها و روزنامه‌هاي باقيمانده از زير تيغ فيلتر و توقيف كه آراء و نظرات اصلاح‌طلبان را منعكس و منتشر مي‌نمايند، تمامي فعالان اين جريان از حضور پررنگ، وسيع و دامنه‌دار همفكران خويش در عرصه‌هاي مختلف انتخابات اعم از كانديداتوري، درخواست از مردم براي شركت در انتخابات، برگزاري جلسات و ميتينگهاي انتخاباتي و هر آنچه كه به انحاء مختلف باعث گرم كردن تنور انتخابات مي‌شود، خبر مي‌دهند و تا اين مرحله نيز اصلاح‌طلبان زيادي چه در مركز و چه در استانها و حوزه‌هاي انتخابيه سراسر كشور كانديداتوري خويش را براي تحقق برگزاري انتخابات پرشور، بانشاط و رقابتي اعلام كرده و اقدام به ثبت‌نام نموده‌اند. اگر بخواهيم شايعه‌پراكنيها و برخوردهاي غيرمنصفانه جناح رقيب در مورد اصلاح‌طلبان و احزاب و شخصيتهاي اصلاح‌طلب درون‌نظام كه معمولاً اصلاح‌طلبان را به سنگ‌اندازي در راه برگزاري انتخابات متهم مي‌كنند بگذريم، قطعاً در اين مدت تمامي اعمال، رفتار، سياستها و برنامه‌هاي اصلاح‌طلبان و موضع‌گيريهاي آنان در راستاي تشويق و ترغيب مردم به حضور در عرصه‌ي اثرگذار انتخابات بوده است و اين موضوع را به راحتي مي‌توان از فعاليتهاي انجام گرفته طي ادوار گذشته و خصوصاً چند ماه گذشته كه به انتخابات مجلس هشتم نزديكتر مي‌شويم رصد كرد. اصلاح‌طلبان با صرف هزينه‌هاي فراوان معنوي و مادي كه گاهاً از جيب شخصي آنان و دريافت حق عضويتهايي كه قطره‌قطره جمع و دريايي مي‌شود كه هزينه‌هاي حركت موتور اصلاحات را تامين مي‌كند، در مسيري خلاف جهت حركت دشمنان نظام گام برداشته‌اند و اگر درصد حضور مردم و كسانيكه به دعوت و خواست اصلاح‌طلبان لبيك گفته و در انتخابات مشتاقانه حضور يابند، بيشتر از هواداران ساير جريانهاي كشور نباشد قطعاً كمتر نخواهد بود و البته اين آزموني است كه بارها آزموده شده و نمره قبولي خويش را دريافت نموده است؛ حضور پرشور مردم در دوم خرداد 76، مجلس ششم و رياست جمهوري هشتم و حتي اخيراً در انتخابات سومين دوره شوراهاي اسلامي شهر و روستا كه اندك مجالي براي تنفس و عرض اندام به جريان اصلاح‌طلبي داده شده به خوبي مؤيد اين ادعاست و البته در مواردي هم كه فرصت حضور از اصلاح‌طلبان گرفته شده است كه بارزترين و تاريخي‌ترين نمونه‌ي آن مجلس هفتم شوراي اسلامي مي‌باشد شاهد عدم استقبال درصد بسيار بالايي از مردم در صحنه‌ي انتخابات بوديم.

اصلاح‌طلبان با تمامي وجود و بارهاي بار كه فرصت حضور در حاكميت و در عرصه‌هاي مختلف آن اعم از مجلس، دولت، شوراها و ... به آنان داده شده است در عمل پايبندي خويش به نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و انديشه‌هاي امام راحل(ره) و دستاوردهاي انقلاب اسلامي ايران و ارزشهاي اسلامي و ملي اثبات كرده‌اند و اينبار نيز حتي اولويتهاي اول و شاخصه‌هاي كساني كه قرار است در ليست مورد حمايتشان قرار گيرند را به پايبندي به قانون اساسي، تدين، حفظ ارزشهاي اسلامي و حمايت و صيانت از انديشه‌هاي امام راحل(ره) اختصاص داده‌اند و خويش را هم در گفته و هم در عمل وفادار به نظام مي‌دانند و اكثريت قريب به اتفاق آنان يا خويش رزمنده‌ي روزهاي نبرد بوده‌اند و به افتخار جانبازي و آزادگي نائل گشته‌اند و يا از خانواده‌هاي معظم شهدا، جانبازان، اسرا، مفقودين و دلدادگان نظام هستند و طيف عظيمي از نخبگان و رهبران افكار عمومي جامعه در احزاب و تشكلهاي آنان حضور دارند و خيل اثرگذاري از مردم، حضور يا عدم حضور خويش را بسته به حضور يا عدم حضور آنان مي‌دانند و پتانسيل عظيمي كه در وجود شخصيتها، احزاب، گروهها و تشكلهاي آنان در راستاي برگزاري انتخاباتي دشمن‌ستيز  وجود دارد، بر هيچ كسي حتي رقبايشان پوشيده نيست؛ پس محروم نمودن اين جريان ريشه‌دار، اصيل و مردمي با تمامي تواناييها و پتانسيلهايي كه ذكرش رفت هيچگاه به مصلحت و منفعت نظام و حتي رقباي اصولگراي آن نخواهد بود.

و اما در طرفي ديگر و در جرياني كه در طرف مقابل آنان كه البته امروز بواسطه يكدست بودن حاكميت بر راس آنان قرار گرفته است نيز اعمال و رفتارها و نحوه برخورد آنان با ابعاد و مراحل مختلف انتخابات اعم از نحوه چينش هياتهاي اجرايي و نظارت، جريان بررسي صلاحيت نامزدهاي انتخابات، برگزاري انتخابات سالم و جلوگيري از تقلب و تخلفهاي انتخاباتي و ... مي‌تواند اثر مستقيم و تعيين‌كننده‌اي بر ميزان حضور مردم در صحنه داشته باشد كه اگر اين جريان و حاكمان آنان در اين مقطع حساس به برگزاري انتخاباتي عادلانه، رقابتي، سالم و با نشاط كه برندگان اصلي آنرا نه سرپنجه‌ي قوي رد صلاحيت‌كنندگان بلكه مردم مشخص خواهند كرد، تن در دهند و همچنانكه امكان استفاده از فضايي آزاد و بدون دغدغه را براي احزاب، گروهها و نامزدهاي خويش جايز مي‌دانند امكان حضور همگي اصلاح‌طلبان معتقد به نظام مقدسمان را جايز و قابل تحمل بدانند، قطعاً اين عزيزان نيز اگر چه در مسيري متفاوت با اصلاح‌طلبان اما در نهايت در راهي مخالف و غيرهمسو با دشمنان نظام گام برداشته‌اند و اثبات خواهند نمود كه مصالح و منافع ملي، مهمتر و واجب‌تر از هر چيزي براي آنان مي‌باشد، اما اگر خدايي ناخواسته اين عزيزان باز هم تنها راه پيش‌ِروي خويش را برگزار انتخاباتي غيررقابتي و ناعادلانه با رويكرد ردصلاحيت غيرهمفكران خويش كه اصلاح‌طلبان تبلور عيني آن مي‌باشند، بدانند اگر چه ناخواسته اما به راهي رفته‌اند كه باعث شور و شعف مضاعف مخالفان و دشمنان نظام اسلامي خواهد گرديد؛ دشمنان، عدم مشاركت و به اصطلاح نافرماني مدني مردم ايران اسلامي را در برابر حاكمان آن تبليغ مي‌‌كنند و اين دوستان هم عملاً دلسردي و ياس و سرخوردگي مردم از حق تعيين سرنوشت خويش را كه از اصول مصرحه در قانون اساسيشان مي‌باشد را رقم خواهند زد و اين يعني حركت در جهت خواست و اميال مخالفان جمهوري اسلامي كه مطمئنا هدف اصلي روندگان راه اين جريان نمي‌باشد. اميد است كه چنين نباشد و هر دو جريان و تمامي شخصيتهاي نظام، وفاداري به انقلاب و نظام جمهوري اسلامي ايران را بر هر موضوع حاشيه‌اي ديگري ترجيح داده و با اتخاذ مشي و روش ايجاد فرصت «انتخاب شدن» و «انتخاب كردن» براي همه‌ي شهروندان و گروههاي درون نظام و معتقدان به قانون اساسي، مقدمات كاميابي ملت بزرگ ايران و ناكامي دشمنان را فراهم آورند. ان‌شالله.         

مجيد بگ‌نظري،  سخنگو جبهه مشاركت منطقه ايلام

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 11:22  توسط کمیته اطلاع رسانی شاخه جوانان | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
پیوندها
سيد محمد خاتمي
وبلاگ انجمن اسلامی دانشگاه ایلام
جمهوریت
براي فردا
وبلاگ جبهه مشارکت کرج
وبلاگ جبهه مشارکت آمل
وبلاگ جبهه مشارکت خوزستان
وبلاگ جبهه مشارکت شیراز
وبلاگ جبهه مشارکت منطقه همدان
وبلاگ شاخه جوانان آذربایجان شرقی
وبلاگ شاخه جوانان منطقه گلستان
وبلاگ حوزه ایلام
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

parstools.com ‍Clock Code -->





Powered by WebGozar

تصوير روز