سال گذشته نشستی بود بین دبیرکل و ارکان حزب، برقها قطع شد، و جوانان حزب با شمع و کیک آمدند و روز تولد دبیرکل محبوبشان را تبریک گفتند. زحمات چند ده ساله اش برای آبادی ایران را گرامی داشتند دکتر عزیزمان 53 ساله بود و به رسم یاد بود گلی به او تقدیم شد و هیچ کس نمی پنداشت باید 54 سالگی اش را در پشت دیوارها زندان اوین، به او تبریک بگوید.
حسن نورانی، به عنوان رییس کمیته اطلاع رسانی از طرف همه تولدش را تبریک گفته و از اوضاع حزب برایش نوشته اونم در روزهایی که دیوار بلندی بینمان کشیدند و نمی گزارند لبخندهای قشنگ دبیر کل و دیگر ستارگانمان را ببینیم:

متن کامل این نامه که در وبلاگ شخصی او آمده است به این شرح است:
آقاي دكتر ميردامادي عزيز
دبيركل محترم حزب و معبدم، جبهه مشاركت ايران اسلامي
با سلام و تبريك تولد ۵۴ ساله گي تان
حس مي كنم براي نوشتن اين نامه دو مشكل دارم. اين كه از كجا شروع كنم و چگونه ختم كنم، از بس حرف هايي براي گفتن در سينه دارم.
از حزب برايتان بگويم. اوضاع را هم بد و هم خيلي خوب مي توان توصيف كرد. بد از اين لحاظ كه شما به عنوان دبيركل و ديگراني چون قائم مقام حزب و تعداد قابل توجهي از اعضاي برجسته و تاثيرگذار در حبس اند، دفتر حزب پلمپ شده، فضاي امنيتي و پليسي سياست ورزي را كه هدف ما بود سخت كرده، بسياري از اميدها براي اصلاح پذيري حاكمان امروز نااميد شده، نياز به بازنگري اساسي در راهبردهايمان در اين فضاي جديد ضروري است، حزب را تهديد به انحلال مي كنند و خلاصه از اين جهات اوضاع خوب نيست. اما از جهتي ديگر خوب كه چه عرض كنم، عالي است. دوستان و اعضاي حزب در اين مدت چنان توان و همت و ايمان بزرگي از خود نشان داده اند كه شايد پيش از اين جريان ها خودمان در خودمان سراغ نداشتيم. كميته ها و شاخه ها در سخت ترين شرايط فعال، ارتباط با استان ها و مناطق برقرار، اميدها براي بهبود اوضاع محفوظ، ايمان به هدف قوي تر از گذشته، دوستي ها نزديك تر از پيش و خلاصه عدو شده سبب خير، سرمايه يي در اين 70 روزه جمع كرده ايم كه شايد سال ها در شرايط عادي تحصيل نمي شد.
يادتان هست چه قدر سر سايت نوروز حرص مي خورديد؟ آن وقت ها كه لطفي نداشت كار كردن، حالا بياييد و ببينيد چه مي كنند. يادتان هست سراغ برگزاري جلسات كميته را مي گرفتيد؟ حالا هر روز و هر ساعت جلسه دارند. گاهي دور هم، گاهي دور از هم. خدا خير بدهد به اينترنت. نظم تشكيلاتي حرف ندارد، شك ندارم كه اگر بياييد و ببينيد باورتان نمي شود اين همان جبهه مشاركت روزهاي آرامش است. خبري راجع به خودتان بدهم كه از آن بي خبريد. بازجوها نفهمند ولي شما هم در همه ي جلسه ها حضور داريد، براي آن كه زبان روزه دروغ نگفته باشم دست كم آن جلسه هايي كه من بوده ام اين طور بوده. همه سعي مي كنند بر اساس شناختي كه از ديدگاه هاي شما به عنوان دبيركل دارند در چارچوب آن محدوده ها امور را پيش ببرند.
بيانيه مي دهند تا عمق وجود برادر حسين را مي سوزانند. روده بر شديم از خنده و احساس افتخار كرديم وقتي سرمقاله ي " پس او كيست؟ " را در كيهان خوانديم. بيانيه هايي حاكي از بودن و سربلندي كه ما خاموش شدني نيستيم. "بدبخت بي نوا" دنبال رهبر پنهان حزب مي گشت. نه كه باورشان شده كار جمعي و وحدت يعني يك چوپان و گله يي گوسفند خيال كرده مشاركت هم دخمه های خودشان است، دنبال چوپان مخفي مي گردد.
آقاي ميردامادي، ما امروز بي شمار ميردامادي داريم، بي شمار حجاريان، بي شمار تاج زاده، بي شمار صفايي فراهاني، بي شمار تاجرنيا، بي شمار سليماني، بي شمار جوان كوشا و شريعتي و غالبي و ... . دست شان كه به ريشه مان نمي رسد، ريشه ي ما قدمتي بيش از 100 ساله دارد، ما ريشه در مشروطه و نهضت ملي و انقلاب و جنگ 8 ساله و اصلاحات داريم. ما امتداد ديدگاهي هستيم كه اسلام و ايران را با هم، عفت و ارزش ها را با آزادي هاي اجتماعي با هم، روشنفكري و فقاهت نو انديش را باهم، تجدد و ارزش هاي سنت را با هم مي خواهد و اين ريشه زدني نيست. حالا اين متحجران مي خواهند شاخه بزنند.
قصد ورود به مسايل خانوادگي تان را ندارم، اما نمي شود نگفت كه خانم مجردي هم در نبودتان گل كاشته. چه قدر سرمايه هاي بزرگ انساني در حزب داريم كه هريك بايد فرصتي به دست مي آوردند تا خود را نشان دهند. خانم مجردي كه البته از السابقون هستند و اثبات شده، اما در اين مدت يك تنه حريف هزار كار بوده. فقط يك كار نكرده آن هم به سابقه و روال هميشهگي خانواده گي تان نپرداختن به خود و برجسته نكردن و حتا مطرح نكردن مساله ي خودتان يعني بازداشت همسرش و دبيركل ما. او كه در اين مدت جزء جدي ترين پي گيري كنندگان موضوع بازداشتي ها و خانواده هايشان است در حالي كه خود جزء معدود خانواده هايي است كه هنوز نتوانسته با بازداشتي خود ملاقات كند هر جا كه مي رسد از ديگران مي گويد. آن قدر اين كار را كرده و آن قدر با روحيه است اين شيرزن كه گاهي در بيانيه ها و مصاحبه ها فراموش مي شود براي شما هم ابراز نگراني كنيم.
اما هرچه بود دي روز در كيفرخواست دادگاه پاداش مان را گرفتيم.
آقاي دكتر ميردامادي عزيز، دي روز كه قرار بود كيفرخواست شما و ديگر به اصطلاح متهمان خوانده شود که انتقامی بود از ایران برای همه ایرانیان مشاركت، فهميدم در مجموع راهي كه آمده ايم بسيار درست بوده. ما متعلق به حزبي هستيم كه 11 سال بيش از هر گروه و تشكلي در صحنه ها حضور داشته و به خاطر دلسوزي و بدنه ي كارشناسي بي نظيري كه داشته ايم بيشترين اظهار نظرها، نقدها و موضع گيري هاي صادقانه و كارشناسي را بيان كرده ايم. در اين بين چند درصد خطا پذيرفتني است مثل همان خطاي برآورد تقليلي از بي صفتي رقيب اما در مجموع نمره ي قبولي مان را در كيفرخواست دي روز گرفتيم. وقتي حسين شريعتمداري در به در دنبال بيانيه نويس ما مي گردد يعني نوشتن بيانيه ها كار درستي است و وقتي مرتضوي تمام عملكرد سال هاي گذشته ي ما را زير سوآل مي برد و دنبال انحلال ماست يعني هم تشكيل و هم ادامه ي فعاليت حزب كار درستي بوده.
آقاي ميردامادي قرار بود تعدادي لوح تقدير تدارك ببينيم تا در سال روز تاسيس حزب به برخي اعضاي فعال حزب تقديم شود. ديروز كيفرخواست لوح تقدير به همه ي اعضاي حزب از بدو تاسيس آن تاكنون بود. آقاي دكتر تلاش هاي شما و ديگر بزرگان حزب به ثمر نشسته، امروز ما حزبي بزرگ و ريشه داريم كه با هيچ حكمي منحل نمي شويم.
آقاي دبيركل، يك بار ديگر تولدتان را به شما، خانواده و دوستان تان شادباش مي گويم.